حمل
حَمَل : برّه .
كلمات اهل لغت در تعريف « حَمَل » مختلف است ، از جمله : برّهء نر چهار ماهه ، شش ماهه و برّهء نر در سال نخست عمرش . « 1 » جمعى از فقها آن را به برّهء نر چهار ماهه يا بيشتر كه از شير گرفته شده و چرنده است ، تعريف كردهاند . « 2 » از آن در باب حج سخن گفتهاند .
كفّارهء كشتن قَطا ( - - ) قطا ) ، كبك و دُرّاج ( - - ) دراّج ) در حال احرام ( - - ) احرام ) يك حمل است . « 3 » همچنين بنابر قول مشهور ، كفّارهء كشتن جوجهء كبوتر در حال احرام در بيرون حرم ( - - ) حرم ) يك حمل و در درون حرم يك حمل و نصف درهم ( - - ) درهم ) است . « 4 »
حمل بر صحّت
- - ) قاعدهء صحّت
حمل و نقل
حمل و نقل : جابه جايى بار .
از آن در بابهاى طهارت ، خمس ، جهاد ، تجارت ، تفليس ، اجاره و غصب سخن گفتهاند .
حكم : جابه جايى كالاهاى حلال ، مانند مواد غذايى حلال ، جايز و حمل كننده مستحق اجرت آن است . حمل و نقل كالاهاى حرام ، مانند مواد مست كننده حرام و قرارداد باطل است و در نتيجه حمل كننده در صورت علم به آن مستحق هيچ اجرتى نخواهد بود . « 1 »
ضمان : اگر محموله در دست باربر تلف شود ، بنابر مشهور ضامن است ؛ هرچند كوتاهى نكرده باشد ، مثل آنكه محموله بر اثر لغزيدن باربر بيفتد و بشكند ؛ به شرط آنكه تلف به باربر نسبت داده شود ؛ اما اگر تلف مستند به فعل او نباشد ، مانند آنكه كسى با پرتاب سنگى آن را بشكند . در اين صورت ، باربر تنها در فرض كوتاهى كردن در حفظ بار ضامن خواهد بود . « 2 »
هامش
( 1 ) مجمع البحرين / واژهء « حمل » ؛ كشف اللثام 6 / 364 - 365 ؛ الحدائق الناضرة 15 / 222 ؛ جواهر الكلام 20 / 234 .
( 2 ) كتاب السرائر 1 / 557 - 558 ؛ منتهى المطلب 12 / 330 ؛ جامع المقاصد 3 / 311 ؛ التهذيب فى مناسك العمرة و الحج 2 / 226 .
( 3 ) جواهر الكلام 20 / 242 .
( 4 ) 233 .
1 تحرير الوسيلة 1 / 496 .
2 جواهر الكلام 27 / 326 .