حظىّ
حَظىّ : ششمين اسب در مسابقه « 1 » ( - - ) اسب دوانى ) .
حفاظت
- - ) حفظ
حفر
حفر : كندن و گود كردن زمين .
احكام آن در بابهاى طهارت ، خمس ، غصب ، احياء موات ، حدود و ديات آمده است .
طهارت : اگر براى تحصيل طهارت ( وضو يا غسل ) آب در دسترس نباشد ، كندن چاه در صورت مشقت نداشتن واجب است . « 1 » كندن قبر به اندازهء قامت انسان متوسط يا تا ترقوهء وى ( - - ) ترقوه ) مستحب است . « 2 »
خمس : تعلق خمس به مثل گنج و معدن پس از كسر هزينههاى انجام گرفته براى كندن و استخراج آن است . « 3 »
غصب : كسى كه در ملك ديگرى غاصبانه چاهى كنده است ، در صورت درخواست مالك واجب است آن را پر كند . « 4 »
احياء موات : كندن چاه در زمين موات به قصد تملّك ، قبل از رسيدن به آب ، تحجير ( - - ) تحجير ) به شمار مىرود و موجب حقّ اختصاص براى حفر كننده است و اگر به آب برسد ، حفر كننده مالك چاه و آب آن مىشود . « 5 »
حدود : اگر كسى فردى را در گودالى كه ديگرى كنده بيندازد و او آسيب ببيند يا كشته شود ، آن كه او را انداخته ضامن است نه حفر كنندهء گودال . « 6 »
ديات : اگر كسى در ملك خود يا مكان مباح ، چاهى يا گودالى بكند و كسى در آن بيفتد ، ضامن نيست ؛ ليكن اگر در ملك ديگرى بدون اجازهء مالك يا در محلّ عبور و مرور مردم چنين كارى كند ، ضامن خواهد بود . « 7 »
( - - ) چاه )
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 28 / 214 .
1 العروة الوثقى 2 / 170 ؛ مصباح الهدى 7 / 170 .
2 جواهر الكلام 4 / 299 - 301 .
3 16 / 82 .
4 37 / 206 .
5 38 / 116 .
6 42 / 45 .
7 43 / 97 - 100 .