تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

حارصه

حارصه : خراشيدگى پوست بدون جريان خون . در برخى كلمات ، « خارصه » ضبط شده ، ليكن بيشتر ، آن را « حارصه » ( بدون نقطه ) ضبط كرده‌اند ؛ چنان كه در كتب لغت نيز همين گونه آمده است . حارصه ، اوّلين مرحله از مراحل هشت گانهء شجاج ( - - ) شجاج ) است و از آن در باب قصاص و ديات سخن گفته‌اند . در حارصه ، قصاص ثابت است . « 1 » بنابر مشهور ديهء حارصه در سر و صورت يك شتر است « 2 » ( - - ) جراحت ) .

حازق

حازِق : پوشندهء پاپوش تنگ . عنوان ياد شده در روايتى از امام صادق عليه السّلام آمده كه از پوشيدن آن در نماز نهى كرده « 1 » و به مناسبت در باب صلات و قضاء به كار رفته است . نماز گزاردن با پاپوش تنگ كه پا را مىفشارد كراهت دارد و درآوردن آن هنگام نماز مستحب است . « 2 » قضاوت كردن با آن نيز مكروه است . « 3 » ( - - ) خُفّ ) ( - - ) كفش ) .

حاسب

حاسِب : محاسبه كنندهء زكات . عنوان ياد شده در باب زكات به كار رفته است . از عاملان زكات ، حاسب است كه مقدار زكات متعلق به اموال ديگران را محاسبه مىكند و دستمزدش از سهم عاملان پرداخت مىگردد . « 1 »

حاسّتين

حاسَّتَيْن : حسّ بينايى و شنوايى . عنوان ياد شده در باب طهارت بسيار به كار رفته است . از مبطلات وضو ، خواب است « 1 » و به تصريح اكثر فقها ، ملاك خوابى است كه بر
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 42 / 355 . ( 2 ) 43 / 320 . 1 وسائل الشيعة 7 / 252 . 2 الكافى فى الفقه / 125 ؛ جواهر الكلام 11 / 92 . 3 مستند الشيعة 17 / 62 . 1 جواهر الكلام 15 / 333 ؛ تحرير الاحكام 1 / 397 . 1 جواهر الكلام 1 / 404 .