مبارز طلبيدن بدون اذن امام عليه السّلام بنابر قولى مكروه است . برخى آن را حرام دانستهاند ؛ ليكن با منع امام عليه السّلام شكى در حرمت آن نيست . مبارزه كردن با دعوت امام عليه السّلام ، مستحب ، و با الزام به آن ، واجب است . « 19 »
جنگيدن با دشمن با هر نوع سلاح و با هر كيفيتى كه منجر به پيروزى گردد جايز است ؛ ليكن قطع كردن درختان ، پرتاب آتش و گسيل كردن آب به سوى دشمن جز در حال ضرورت مكروه است . در حرمت ريختن سمّ بر دشمن يا كراهت آن در غير حال ضروت اختلاف است . « 20 » برخى ، بريدن درختان ، خراب كردن دژها و به كارگيرى منجنيق را تنها در صورت توقف پيروزى بر آن جايز دانستهاند . « 21 »
كشتن زنان ، كودكان ، ديوانگان و نيز ناتوانان از جنگيدن ، مانند افراد پير ، نابينا و زمين گير در صورتى كه از فكر و نظر آنان در جنگ استفاده نشود ، حرام است ، مگر در حال ضرورت ، مانند آنكه كفّار از وجود آنان به عنوان سپر استفاده كنند يا چيره شدن بر دشمن منوط به كشتن ايشان باشد . « 22 »
مثله كردن دشمن به بريدن گوشها ، بينى و ساير اعضا حرام است . « 23 »
خدعه در جنگ ، جز در صورتى كه دشمن امان ( - - ) امان ) داشته باشد ، جايز است . « 24 »
پى كردن مركب مسلمان مكروه است ؛ ليكن پى كردن مركب كافر بنابه تصريح برخى كراهت ندارد « 25 » ( - - ) پى كردن ) .
يارى گرفتن از كفّار در جنگ در صورتى كه مصلحت اقتضا كند و خيانت پيشه نباشند جايز است . « 26 »
تحرّف ( - - ) تحرّف ) و تحيّز ( - - ) تحيّز ) در جنگ فرار به شمار نمىرود و جايز است .
قرار دادن حق جعاله از سوى فرماندهء لشكر براى كسى كه سپاه اسلام را در پيشبرد جنگ و كسب پيروزى يارى رساند ، جايز است ، مانند آنكه بگويد :
هركس ما را در گشودن در دژ دشمن راهنمايى كند ، فلان مبلغ به او مىدهم « 27 » ( - - ) جعاله ) .
هامش
( 19 ) 85 - 88 .
( 20 ) 66 - 68 ؛ اشارة السبق / 143 ؛ إصباح الشيعة / 189 .
( 21 ) الروضة البهية 2 / 392 .
( 22 ) جواهر الكلام 21 / 68 و 73 - 77 .
( 23 ) 77 - 78 .
( 24 ) 78 - 79 .
( 25 ) 82 - 85 .
( 26 ) 193 - 194 .
( 27 ) 117 - 118 .