تداخل مىكند و در نتيجه تنها قصاص نفس بر جانى ثابت مىگردد . « 13 »
وارث قصاص ، ديه و عفو : به گفتهء برخى ، هر فردى كه وارث مال ميّت است ، وارث ديه ، قصاص و عفو او نيز هست ، جز زن و شوهر كه قصاص را به ارث نمىبرند . برخى ديگر گفتهاند : نزديكان مادرى ميّت همچون برادر و خواهر مادر ميّت ، هيچ يك از آن سه را به ارث نمىبرند . تنها نزديكان پدرى ميّت ، آنها را به ارث مىبرند . برخى نيز گفتهاند : زنها مطلقا - اعم از خويشان پدرى و مادرى - قصاص و عفو را به ارث نمىبرند .
چنانچه مجنىّ عليه ولىّاى نداشته باشد ، امام عليه السّلام در گرفتن ديه و قصاص ، ولىّ دم او خواهد بود . « 14 »
جنايت بر حيوان : حيوانى كه جنايت بر آن واقع شده يا حلال گوشت است ، مانند گوسفند و گاو و يا حرامگوشت . حرامگوشت نيز يا تذكيهپذير است ( - - ) تذكيه ) ، مانند درندگان بنابر نظر مشهور ، يا تذكيهپذير نيست . نوع دوم يا داراى ارزش است و مسلمان مىتواند آن را مالك شود ، مانند سگ گله يا چنين نيست ، مانند خوك .
جنايت بر حيوان حلال گوشت يا به اتلاف آن با تذكيه است ، يا با غير تذكيه و يا به قطع عضوى و يا شكستن استخوانى .
در فرض نخست ، مابه التفاوت قيمت زنده و تذكيه شدهء حيوان بر عهدهء جانى است .
آيا مالك مىتواند حيوان تذكيه شده را به جانى بدهد و قيمت آن را مطالبه كند يا نه ؟
نظر برخى قدما قول اوّل و نظر متأخران ، قول دوم است . در فرض دوم ( اتلاف با غير تذكيه ) تلف كننده بايد قيمت روز اتلاف حيوان را بپردازد . قطع عضو يا شكستن استخوانى از حيوان ، بنابر مشهور ، موجب ثبوت ارش ( مابه التفاوت قيمت سالم و معيوب ) بر جانى است . « 15 »
حكم جنايت بر حيوان حرام گوشت تذكيهپذير نيز همان حكم حيوان حلال گوشت است ؛ « 16 » اما نسبت به حيوان حرام گوشت غير تذكيهپذير كه ارزشى ندارد ، چيزى بر عهدهء جانى نيست . البته اگر خوك متعلق به كافرى باشد كه مالش محترم است ، مانند كافر ذمّىِ متعهد به شرايط ذمّه ، تلف كننده ضامن قيمت آن است .
بنابر مشهور ، در اتلاف سگ شكارى چهل درهم ، سگ گله و نگهبان باغ بيست
هامش
( 13 ) رياضالمسائل 14 / 44
( 14 ) مفاتيح الشرائع 2 / 138 - 139 .
( 15 ) جواهر الكلام 43 / 390 - 391 .
( 16 ) 392 .