تير
تير : از ابزار جنگ و شكار .
از آن به مناسبت در بابهايى مانند جهاد ، سبق و رمايه و صيد و ذباحه سخن رفته است .
تير از آن جهت كه جزء ابزار جنگى است احكامى مانند جواز تهيّه از بيت المال دارد ( - - ) ابزار جنگى ) ؛ و از آن جهت كه از آلات صيد و شكار است احكام خاصّى همچون اعتبار برندگى و تيزى دارد ( - - ) آلات صيد ) ( - - ) تذكيه ) .
مسابقهء تيراندازى حتى با شرطبندى مشروع است ( - - ) رمايه )
تيراندازى
- - ) رمايه
تيز
تيز : مقابل كند .
تيز به آلتى گفته مىشود كه صفت برندگى دارد و از آن به مناسبت در باب صيد و ذباحه و قصاص سخن رفته است .
تذكيه : ذبح يا نحر حيوان با ابزارى از جنس آهن برنده ، مانند كارد تحقق مىيابد و در موارد عدم دسترسى به آن و بيم تلف شدن حيوان ، با هر وسيلهء برنده ، مانند شيشه و سنگتيز صحيح است . « 1 »
تيز كردن آلت ذبح پيش از ذبح ، مستحب است ( - - ) آلات تذكيه ) . « 2 »
حيوان شكار شده با اسلحه در صورتى حلال است كه كشتن آن به سبب تيزى و برندگى و فرورفتن گلوله در بدن آن باشد ( - - ) آلات صيد ) . « 3 »
قصاص : آلت قصاص ( - - ) آلات قصاص ) واجب است تيز باشد تا موجب آزار و شكنجهء زياد قصاص شونده نشود . « 4 »
تيس
تيس : بز نر يك ساله . « 1 »
عرب ، ماده بز يك ساله را « عنز » و نر آن را « تيس » مىخواند . از آن به مناسبت در باب حج ياد شده است .
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام 36 / 99 - 102
( 2 ) . 133
( 3 ) . 17 ؛ توضيح المسائل مراجع 2 / 513 م 2601
( 4 ) . مجمع الفائدة 13 / 424 .
1 . مجمع البحرين / واژهء « تيس »