تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
براى كسى كه ميقات او ادنى الحلّ ( - - ) ادنى الحلّ ) است افضل آن است كه از حديبيّه ( - - ) حديبيّه ) ، جعرانه ( - - ) جعرانه ) و يا تنعيم محرم ( - - ) احرام ) شود . « 1 »

تنفّر

- - ) نفرت

تنفّس

- - ) نفس

تنفيذ

تنفيذ : اعتبار بخشى عمل حقوقى قابل ابطال / اجراى حكم . از تنفيذ به معناى نخست ، به امضا ، اجازه كردن و تأييد نيز تعبير مىشود ، مانند تنفيذ عقد فضولى ( - - ) فضولى ) توسط مالك ، تنفيذ وصيّت به بيشتر از يك سوم تركه توسط ورثه ( - - ) وصيّت ) . تنفيذ حكم به معناى اجراى حكم و انفاذ حكم در كلمات فقها به معناى قضاوت كردن نيز به كار رفته است . از آن در بابهاى صلات ، وصيّت و قضاء سخن گفته شده است . صلات : در كراهت انفاذ حكم - به معناى قضاوت كردن - در مسجد اختلاف است ؛ ليكن استحباب آن به ظاهر كلمات برخى فقها نسبت داده شده است . برخى نيز احتمال داده‌اند كه مراد از انفاذ حكم ، در كلمات فقها اجراى حكم - مانند زندانى كردن و اجراى تعزير - است نه قضاوت . « 1 » وصيّت : اجراى وصيّت واجد شرايط ، بر وصىّ واجب است . « 2 » وصىّ اگر از تنفيذ وصيّت ناتوان باشد بر كنار نمىگردد ، بلكه نيرويى كمكى براى او گمارده مىشود . « 3 » قضاء : حكم حاكم فاقد شرايط داورى تنفيذ ( اجرا ) نمىشود ، هرچند حكم او مطابق با قواعد باشد . « 4 » تنفيذ ( اجراى ) حكم قاضى در صورتى كه مخالف با ادلّهء قطعى نباشد ، هرچند مخالف با اجتهاد ديگر قضاوت باشد بر آنان واجب است . « 5 » حكمى كه از يك قاضى صادر شده و به قاضى ديگر رسيده است - در صورت گواهى دو مرد عادل بر انشاء حكم توسط قاضى نخست و شاهد گرفتن قاضى
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام 18 / 119 . 1 . جواهر الكلام 14 / 115 - 116 و 40 / 81 2 . 28 / 366 3 . 420 4 . مهذب الاحكام 27 / 35 5 . جواهر الكلام 40 / 10 ؛ فقه الصادق 25 / 58