اگر كسى به مسلمانى نسبت كفر دهد تعزير ( - - ) تعزير ) مىشود . « 1 »
واژهء تكفير به معناى دوم به مناسبت در باب شهادات به كار رفته است .
تكفير مقابل احباط ( - - ) احباط ) اصطلاحى كلامى و مراد از آن ، اين است كه طاعت بيشتر ، گناه كمتر را باطل و بى اثر مىكند ؛ بدين معنا كه عقابى بر آن مترتّب نمىگردد .
گروهى از معتزله نظريّهء احباط و تكفير را مطرح نموده ؛ ليكن در چگونگى آن اختلاف كردهاند . برخى از آنان از طريق موازنه وارد شده و گفتهاند : به عنوان مثال اگر مكلّف گناهى مرتكب شود كه ده جزء كيفر دارد ، سپس طاعتى با بيست جزء ثواب انجام دهد ، ده جزء ثواب انجام گرفته ، ده جزء از كيفر گناه را از بين مىبرد ، در نتيجه ده جزء ثواب باقى مىماند كه به مكلّف به همان اندازه پاداش داده مىشود . عكس قضيه هم همينگونه است .
مشهور متكلّمان اماميّه قائل به بطلان نظريّهء احباط و تكفير معتزلى و در مقابل « موازنهء » آنان ، قائل به « موافات » هستند ؛ يعنى اعطاى ثواب بر ايمان و طاعت ، مشروط به علم خداوند متعال بر مردن مؤمن بر ايمان ؛ و عقاب بر كفر و عصيان ، منوط به علم الهى به مردن كافر بر كفر و گناهكار بر عدم توبه است .
برخى اماميّه گفتهاند : اصل سقوط ثواب ايمان به مردن بر كفر و سقوط عقاب كفر به مردن بر ايمان ، غير قابل انكار است و روايات زيادى بر محو بسيارى از طاعتها بر اثر ارتكاب گناهانى و كفّاره قرار گرفتن برخى طاعتها براى بسيارى از گناهان ، دلالت دارد ؛ ليكن عموميت و فراگيرى اين مسئله نسبت به همهء طاعات و معاصى معلوم نيست و نيز معلوم نيست مبناى اين سقوط ، احباط و تكفير است و يا موافات . « 2 »
برخى پنداشتهاند تقسيم گناه به كبيره و صغيره مبتنى بر نظريّهء احباط و تكفير معتزلى است ؛ يعنى هر گناهى كه به سبب طاعت از بين برود صغيره و هر گناهى كه طاعت را از بين ببرد كبيره است . امّا اين گمان باطل است ؛ زيرا مشهور اماميّه در
هامش
( 1 ) . كتاب السرائر 3 / 529
( 2 ) . عدة الداعى / 230 ؛ الفصول المهمة 1 / 283 ؛ بحار الانوار 5 / 332 - 334