چگونه او را از اين گرفتارى رهايى بخشيده است . « 7 »
تفكّر در ذات حق تعالى جايز نيست و در روايات از آن نهى شده است ؛ زيرا ذات او برتر از دسترسى افكار و عقول است .
البتّه تفكّر در آيات و نشانههاى پروردگار براى بنده ، ممكن و سزاوار است . « 8 »
شايسته است انسان بالغ و عاقل ، پيش از اقدام به هر كارى ، به عاقبت آن بينديشد .
اگر آن را نيك و خير يافت انجام دهد و گرنه ترك كند . « 9 »
تفكّه
- - ) شوخى
تفليس
تفليس : ممنوع كردن ورشكسته از تصرّف در اموالش .
افلاس در اصطلاح عبارت است از عدم كفايت دارايى شخص براى پرداخت بدهيهاى وى . به چنين فردى « مفلس » گويند و بعد از حكم حاكم شرع به محجوريت ( - - ) حجر ) و ممنوعيت او از تصرّف در اموالش ، شرعا « مفلّس » ناميده مىشود . « 1 » برخى « مفلّس » را عنوان بابى مستقل قرار داده و برخى ديگر در باب حجر از احكام آن سخن گفتهاند .
محجوريت مفلس تنها با حكم حاكم شرع تحقّق مىيابد و حكم حاكم به محجوريت ، مشروط به چهار شرط است :
1 . ثبوت بدهى فرد نزد حاكم .
2 . عدم كفايت دارايى وى براى پرداخت ديون او .
3 . رسيدن زمان اداى بدهيها .
4 . درخواست حجر مفلس از سوى همه يا بعض طلبكاران . « 2 »
آثار حجر : الف . ممنوعيت تصرّف : مفلّس نمىتواند در دارايى موجود هنگام حكم به حجر وى تصرّف كند . در ممنوعيت وى از تصرّف در اموال به دست آمده پس از حجر ، اختلاف است . تصرّفهاى غير مالى - مانند ازدواج ، طلاق و قصاص - و نيز تصرّفهايى كه موجب افزايش دارايى
هامش
( 7 ) . مستمسك العروة 2 / 241
( 8 ) . وسائل الشيعة 16 / 193 - 203 ؛ كلمة التقوى 2 / 335 - 336
( 9 ) . كلمة التقوى 2 / 337 .
( 1 ) . جامع المقاصد 5 / 222 - 223 ؛ جواهر الكلام 25 / 277 - 279
( 2 ) . جواهر الكلام 25 / 279 - 280