طهارت : مسّ حروف و كلمات قرآن بدون طهارت ( وضو ، غسل يا تيمّم ) جايز نيست ؛ ليكن مسّ ترجمهء قرآن اشكال ندارد . « 1 »
صلات : اذان ، اقامه ، « 2 » تكبيرة الإحرام ، قرائت و ديگر ذكرهاى نماز بايد به عربى صحيح خوانده شود و ترجمهء آنها كفايت نمىكند مگر در صورت ناتوانى ( - - ) اعجمى ) .
خواندن يا شنيدن ترجمهء آيات سجده ( - - ) آيات سجده ) موجب سجده نمىگردد . « 3 »
حج : ترجمهء تلبيه ( - - ) تلبيه ) در احرام كفايت نمىكند ؛ ليكن در صورت ناتوانى از اداى آن به عربى حتّى با تلقين و يادگيرى ، در كفايت ترجمه يا وجوب نايب گرفتن ، اختلاف است . « 4 »
عقود و ايقاعات : در اينكه اداى الفاظ عقود ( - - ) عقد ) و ايقاعات ( - - ) ايقاع ) به عربى براى كسى كه عربى مىداند و يا مىتواند بدون مشقّت فراگيرد ، شرط است و يا ترجمهء آنها كفايت مىكند ، اختلاف است . « 5 » البتّه عربى بودن صيغه در عقد نكاح « 6 » و طلاق « 7 » به قول مشهور شرط است ، مگر براى كسى كه عربى نمىداند و نمىتواند به راحتى فراگيرد . در لعان نيز در صورتى كه متلاعنين ( زن و شوهر ) عربى ندانند ، ترجمه كافى است « 8 » ( - - ) لعان ) .
قضاء : اگر قاضى زبان دو طرف دعوا را نداند و نياز به مترجم داشته باشد بايد دو مترجم مرد بالغ و عادل بگيرد ؛ زيرا ترجمه در اين مقام در حكم شهادت است .
در شرط بودن حرّيت ( برده نبودن ) آنان اختلاف است . البتّه در مواردى كه ترجمه جنبهء اخبارى دارد مانند نقل ترجمهء فتواى مجتهد براى مقلّدش ، يك مترجم ثقه و مورد اعتماد كافى است . « 9 »
مترجم قاضى مىتواند از بيت المال ( - - ) بيت المال ) ارتزاق ( - - ) ارتزاق ) كند . « 10 »
حدود : در تحقّق اسلام ، گفتن ترجمهء شهادتين نيز كافى است . « 11 »
ترجيح
- - ) مرجّح
هامش
( 1 ) . العروة الوثقى 1 / 192
( 2 ) . 609
( 3 ) . 687
( 4 ) . جواهر الكلام 18 / 222 - 225
( 5 ) . 22 / 250 - 251
( 6 ) . 29 / 141
( 7 ) . 32 / 60
( 8 ) . 34 / 27
( 9 ) . 40 / 106 - 109
( 10 ) . 54
( 11 ) . 41 / 630 .