حكم : تحجير موجب ثبوت حقّ اولويّت براى تحجيركننده در محدودهء تحجير مىشود . « 3 » چنانكه از شرايط تملّك زمين موات آن است كه كسى آن را تحجير نكرده باشد ؛ زيرا تحجيركننده نسبت به احيا و تملّك آن اولويّت دارد و چنانچه غير تحجيركننده به ستم ، آن را احيا كند مالك نخواهد شد . « 4 »
البتّه مانع بودن تحجير از احيا توسط ديگرى ، مشروط به توان تحجيركننده براى احيا است . در فرض عجز از احيا ، حقّ اولويّت پيدا نمىكند و ديگرى مىتواند نسبت به احياى آن اقدام نمايد . تحجير مقدار افزون بر توان نيز همين حكم را دارد . « 5 »
بر تحجيركنندهء زمين موات واجب است به احياى آن همّت گمارد و در صورت اهمال و به درازا كشيدن زمان احيا اگر ديگرى بخواهد آن را احيا نمايد به حاكم شرع رجوع مىكند و او تحجيركننده را به آباد كردن زمين يا دست برداشتن از آن مجبور مىكند و با داشتن عذر موجّه براى تأخير - مانند تأمين يا تعمير ابزار كار - به مقدار لازم به او فرصت داده مىشود .
اگر در آن مدّت اقدام به احيا نكرد حقّش ساقط مىگردد و ديگرى مىتواند آن را احيا كند . « 6 »
حقّ تحجير ، نقلپذير است ؛ بنابراين جايز است در صلح ، وجه المصالحه ( - - ) صلح ) و در بيع ، ثمن قرار گيرد يا به ارث برده شود ؛ ليكن فروختن آن صحيح نيست . « 7 » برخى صحّت بيع آن را بعيد ندانستهاند . « 8 »
در تحقّق تحجير مباشرت شرط نيست ؛ بدين جهت تحجير از وكيل و اجير نيز صحيح است و حقّ حاصل از عمل آن دو ، از آن موكّل و موجر است نه وكيل و اجير . « 9 »
هامش
3 و 4 . جواهر الكلام 38 / 56
( 5 ) . 60 ؛ منهاج الصالحين ( خوئى ) 2 / 158 ؛ مهذب الاحكام 23 / 243 - 244
( 6 ) . جواهر الكلام 38 / 59 - 61 ؛ منهاج الصالحين ( خوئى ) 2 / 159
( 7 ) . جواهر الكلام 38 / 58 - 59 ؛ مهذب الاحكام 23 / 243
( 8 ) . تحرير الوسيلة 2 / 205
( 9 ) . منهاج الصالحين ( خوئى ) 2 / 158 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 206 ؛ مهذب الاحكام 23 / 244 .