بىمبالاتى
بىمبالاتى : بىاعتنايى به مسائل دينى .
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت ، صلات ، تجارت و شهادات سخن رفته است .
طهارت : مستحب است از سؤر ( - - ) سؤر ) حائض بىمبالات ، بلكه هر فرد لاابالى اجتناب شود . « 1 »
صلات : ترك مستحبات و ارتكاب مكروهات اگر به حدّى برسد كه نشانگر بىاعتنايى و پايبند نبودن فرد به دين باشد ، جايز نيست . « 2 »
تجارت : معامله با افراد پست و لاابالى مكروه است . « 3 »
شهادات : بنابر اشتراط مروّت ( - - ) مروّت ) در عدالت ( - - ) عدالت ) ، بىمبالاتى موجب سقوط مروّت و در نتيجه سقوط عدالت شخص مىگردد . « 4 » بىمبالاتى فرد از زمينهها و اسباب تهمت ( مورد اتّهام واقع شدن ) شمرده شده است و از آنجا كه يكى از شرايط پذيرش شهادت شاهد ، متّهم نبودن او است ، شهادت شخص بىمبالات پذيرفته نمىشود . « 5 »
بيمه
بيمه [ - تأمين ] : نوعى پيمان و قرارداد .
بيمه ، نوعى تعهّد و پيمان ميان دو شخص حقيقى يا حقوقى است كه به موجب آن يك طرف متعهّد مىگردد در ازاى پرداخت مبلغى از سوى طرف ديگر ، در صورت وقوع يا بروز حادثه ، خسارت وارده بر او يا بخشى از آن را جبران نمايد .
متعهّد را « بيمهگر » ، طرف تعهّد را « بيمه گذار » و وجه پرداختى از سوى طرف تعهّد به متعهّد را « حقّ بيمه » يا « وجه بيمه » گويند .
عنوان بيمه از عناوين جديد است كه به فقه راه يافته و ضمن مسائل مستحدثه از آن بحث شده است .
ماهيّت بيمه : بيمه از عقود و قراردادهاى عقلايى است كه در موضوعات مختلف كاربرد دارد ؛ ليكن در اينكه عقدى مستقل است و چنانچه تحت هيچ يك از عناوين معهود همچون : صلح ، ضمان و
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام 6 / 171
( 2 ) . ذخيرة المعاد 2 / 305
( 3 ) . الحدائق الناضرة 18 / 38
( 4 ) . جواهر الكلام 41 / 30 - 34
( 5 ) . مجمع الفائدة 12 / 403 .