وقت براى ايستادن در نماز در صورت اميد يا احتمال زوال آن تا آخر وقت « 3 » ، اختلاف است .
اگر شخص زمانى از اول وقت را كه براى نماز و تحصيل طهارت و ساير شرايط آن كافى است ، درك كند و آن را به جا نياورد تا به عذرى مانند حيض يا نفاس يا بيهوشى دچار گردد ، بايد قضاى آن نماز را به جا آورد ، امّا اگر عذر پيش از درك زمان مذكور عارض شود ، قضا واجب نيست . « 4 »
به قول منسوب به مشهور ، به جا آوردن نماز خوف ( - - ) نماز خوف ) در اول وقت جايز است . « 5 » خواندن نماز ظهر در اول وقت براى كسى مانند مسافر كه نماز جمعه در فرض وجوب عينى آن از او ساقط است ، جايز ، بلكه مستحب است . « 6 »
اذان اعلامى ( - - ) اذان اعلام ) بايد در اول وقت نماز باشد . « 7 »
اولوا الارحام
اولوا الارحام : خويشاوندان نسبى ( - - ) خويشاوندى ) .
اولويّت
اولويّت : حق تقدّم / افضليت / استحباب ( - - ) استحباب ) .
اولويّت به معناى اول ، اولويّت تعيينيه است ؛ يعنى تنها ، صاحب اولويّت حق انجام عمل را دارد و ديگران جز با اذن او حق ندارند بر او مقدّم شوند ، ولى به معناى دوم ، اذن صاحب اولويّت لازم نيست و پيشى گرفتن ديگران جايز است ؛ گرچه صاحب اولويّت براى انجام آن عمل سزاوارتر است .
اولويّت به معناى اول در بابهايى همچون طهارت ، صلات ، رهن ، نكاح و احياء موات آمده است .
ازدواج دختر : اگر پدر و جدّ پدرى - كه در شوهر دادن دختر ولايت دارند - در انتخاب شوهر اختلاف نظر داشته باشند ، نظر جدّ مقدّم است و اگر هر دو عقد ازدواج را جارى كرده باشند ، در صورتى كه
هامش
( 3 ) العروة الوثقى 1 / 527 .
( 4 ) جواهر الكلام 3 / 208 - 210 .
( 5 ) 14 / 191 .
( 6 ) 11 / 282 .
( 7 ) العروة الوثقى 1 / 602 .