4 . قلّهء كوهها ، درّهها و نيستانها « 9 » ( - - ) آجام ) .
5 . اموال اختصاصى پادشاهان كافر اعم از منقول ( صفايا ) و غير منقول « 10 » ( قطايع ) .
6 . غنائم برگزيده ؛ يعنى آنچه امام عليه السّلام به عنوان بهترينهاى غنائم براى خود برمىگزيند . در اين كه حصول ملكيّت چنين غنائمى بر گزينش و در اختيار گرفتن آن پيش از تقسيم متوقّف است يا آن كه صفاياى غنائم به طور قهرى و بدون گزينش امام عليه السّلام در ملك ايشان قرار مىگيرند ، اختلاف است . « 11 »
7 . غنائمى كه بدون اذن امام عليه السّلام به جنگيدن ، به دست آمده باشد به قول مشهور . « 12 »
8 . ارث بدون وارث .
9 . معادن . در اين كه معدن به طور مطلق جزء انفال است يا به طور مطلق نيست و يا تنها معادنى كه در زمين متعلّق به امام عليه السّلام مانند زمين موات - وجود دارد ، از انفال مىباشد ، اختلاف است . « 13 »
احكام : انفال ملك رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و أئمّه عليهم السّلام به جهت منصب رسالت و امامت مىباشد .
از اين رو ، هرگونه تصرف در آن ، بدون اذن آنان ، جايز نيست ، ليكن در زمان غيبت ، تصرف در انفال و تملّك آن ، براى شيعه به اجمال ، مباح دانسته شده است ؛ هر چند در قلمرو آن اختلاف است كه مطلق انفال است يا آنچه كه به مناكح ( نكاح كنيزهاى به اسارت گرفته شده در جنگ بدون اذن ) ، مساكن ( منازل واقع در زمينهاى امام ) و متاجر ( خريد و فروش غنائم جنگى كه بدون اذن امام صورت گرفته و نيز داد و ستد يا اجارهء زمينها و درختان متعلّق به امام ) مرتبط مىشود .
همچنين در اين كه مراد از مناكح ، مساكن و متاجر چيست و اين كه مباح از آنها ، تنها انفال است يا خمس و يا هر دو ، اختلاف وجود دارد . « 14 » قول به حليّت و اباحهء مطلق انفال براى شيعيان در عصر غيبت ، به مشهور نسبت داده شده است . « 15 » همچنين بر حليّت تصرف در مثل زمين موات ، ادّعاى اجماع و اتّفاق شده است . « 16 »
هامش
( 9 ) جواهر الكلام 16 / 120 - 122 .
( 10 ) 123 .
( 11 ) 124 - 126 .
( 12 ) 126 - 128 .
( 13 ) 128 - 132 .
( 14 ) 133 - 155 .
( 15 ) مستند الشيعة 10 / 165 .
( 16 ) جواهر الكلام 16 / 136 .