مقدّمه دارد كه « مقدّمات دليل انسداد » ناميده مىشود . و به شرح زير است :
1 . علم اجمالى به ثبوت احكام واقعى در شرع .
2 . انسداد راه علم و علمى به احكام واقعى .
3 . عدم جواز اهمال و اعراض از احكام واقعى .
4 . عدم وجوب احتياط در همهء احكام به دليل لازم آمدن عسر و حرج و يا عدم جواز آن به دليل مختل شدن نظام زندگى اجتماعى .
5 . قبح ترجيح مرجوح ( وهم ) بر راجح ( ظنّ ) .
نتيجهء دليل انسداد وجوب عمل به هر ظنّى ( - - ) ظنّ ) است مگر ظنّى كه دليل قطعى بر عدم جواز عمل به آن وجود داشته باشد مانند قياس « 2 » ( - - ) قياس ) .
در اين كه نتيجهء دليل انسداد كشف از حكم شارع به حجّت بودن اين ظنّ است يا صرفا حكم عقل است ، در بين قائلان به انسداد اختلاف است . از عقيدهء اول به « كشف » و از ديگرى به « حكومت » تعبير مىشود . « 3 » ظنّهايى كه حجيّت آنها با دليل انسداد ثابت مىشود ، « ظنّ مطلق » ( - - ) ظنّ مطلق ) ناميده مىشود ، در مقابل « ظنّ خاص » ( - - ) ظنّ خاص ) كه حجيّت آن با دليل خاص غير از دليل انسداد ثابت مىشود . « 4 »
انسى
- - ) اهلى
انشاء
انشاء : ايجاد يا ابراز معنا ، مقابل اخبار .
مشهور فقها انشاء را به ايجاد معنا به لفظ تعريف كردهاند ، مانند ايجاد معناى فروختن با لفظ « بعت » و خريدن با لفظ « اشتريت » ، ليكن برخى آن را به ابراز امر نفسانى ( معنا ) تعريف كردهاند .
تفاوت انشاء با اخبار اين است كه جملهء انشايى ، در خارج ما به ازاء ندارد كه با آن تطبيق داده شود . از اين رو ، به صدق و كذب متّصف نمىگردد ، ولى
هامش
( 2 ) فرائد الاصول 1 / 384 - 385 و اصول الفقه 2 / 26 - 29 .
( 3 ) فرائد الاصول 1 / 465 - 466 .
( 4 ) اصول الفقه 2 / 26 - 27 .