انزجار
انزجار : بيزارى جستن / بازايستادن .
از آن به معناى اول در باب امر به معروف سخن رفته است .
انزجار قلبى مؤمن از معصيت و منكر ، واجب و لازمهء ايمان به خداوند مىباشد و اقل مراتب انكار منكر است . « 1 »
از آن به معناى دوم در بابهاى امر به معروف ، نذر ، صيد و ذباحه و حدود سخن رفته است .
امر به معروف : هدف از نهى از منكر ، انزجار انجام دهندهء منكر است .
بنابراين ، اگر انزجار او با اقلّ مراتب نهى از منكر يعنى اظهار انكار قلبى حاصل شود ، در همان حدّ واجب است . « 2 »
نذر : نذر كردن براى انزجار از انجام حرام يا ترك واجب يا مستحب ، جايز است و به آن « نذر زجر » گفته مىشود . « 3 »
صيد و ذباحه : انزجار سگ شكارى از شكار هنگام بازداشتن صاحبش ، از علايم شكارى بودن آن است كه موجب حليّت شكار آن و نيز جواز خريد و فروش و نگهدارى آن مىباشد « 4 » ( - - ) سگ شكارى ) .
حدود : فايدهء اجراى حدّ ، انزجار مجرم از كردهء خويش است . بنابراين ، واجب است حدّ شارب خمر ، پس از بر طرف شدن مستى او جارى شود . « 5 »
زجر و منع كسى كه به خانههاى مردم سرك مىكشد ، جايز است و در صورت عدم انزجار ، پرتاب كردن سنگ و چوب به طرف وى نيز جايز مىباشد و اگر به وسيلهء آن آسيبى ببيند يا بميرد ، خونش هدر است و پرتاب كننده ضامن نيست ، ولى اگر پرتاب ، قبل از بازداشتن وى از اين عمل باشد ، پرتاب كننده ضامن است « 6 » ( - - ) اطّلاع بر عورات ) .
انزع
انزع : مردى كه مو از دو سوى پيشانىاش ريخته .
انزع به مردى اطلاق مىشود كه دو سوى جلوى سرش بر اثر نداشتن مو ، با
هامش
( 1 ) توضيح المسائل ( گلپايگانى ) / م 2863 و جواهر الكلام 21 / 374 .
( 2 ) جواهر الكلام 21 / 378 .
( 3 ) 35 / 364 .
( 4 ) 36 / 19 .
( 5 ) 41 / 461 .
( 6 ) 660 - 661 .