بدل ، در صورت ناتوانى از اصل ، بدل آن پرداخت مىشود « 4 » ( - - ) كفّاره ) . همچنين مكلّف در صورتى كه نتواند ايستاده نماز بخواند ، بايد بنشيند و در صورت ناتوانى از نشستن ، بايد خوابيده نماز بگزارد . « 5 »
انتقال حق : حقوق به لحاظ قابليّت براى انتقال به فروختن ، ارث بردن و مانند آن ، دو گونه است :
1 . حقوقى كه قابل انتقال نيست مانند حق پدرى ، حق ولايت براى حاكم شرع و حق استمتاع از همسر . به اين حقوق حكم نيز اطلاق مىشود . « 6 »
2 . حقوقى كه انتقالپذير است مانند حق خيار ( - - ) خيار ) ، قصاص ( - - ) قصاص ) و تحجير « 7 » ( - - ) تحجير ) . در انتقال برخى حقوق همچون حق شفعه ( - - ) شفعه ) از طريق ارث اختلاف است . « 8 »
( - - ) حق )
انتقال دين : دين ثابت در ذمّهء بدهكار با حواله ، به ذمّهء ديگرى منتقل مىشود .
در نتيجه ، ديگرى بايد بدهى را به بستانكار بپردازد « 9 » ( - - ) حواله ) .
انتقال حسّى : زنى كه طلاق رجعى ( - - ) طلاق رجعى ) داده شده ، نبايد تا پايان مدّت عدّه ( - - ) عدّه ) از خانهء شوهر به جاى ديگر منتقل شود ، بلكه بايد زمان عدّه را نزد شوهر سپرى كند . « 10 »
انتقال نيّت : ( - - ) عدول ) .
انتقال ملكيّت : سبب انتقال ملكيّت يا اختيارى است مانند بيع ( - - ) بيع ) و اجاره ( - - ) اجاره ) ، و يا قهرى مانند مرگ كه موجب انتقال تركهء ميّت به ورثه مىشود ( - - ) ارث ) .
( - - ) تمليك ) ( - - ) تملّك ) انتقال تركه : اموال بر جاى مانده از ميّت در صورتى كه دين يا وصيّتى به آن تعلّق نگرفته باشد ، به مجرّد مرگ ، به ورثه منتقل مىشود و در صورت تعلّق دين و وصيّت به همه يا بعض مال در انتقال آن مقدار از مال كه مقابل دين و وصيّت قرار مىگيرد ، اختلاف است . بنا بر قول به انتقال ، ورثه نمىتوانند در آن تصرف كنند « 11 » ( - - ) تركه ) .
انتقال احكام : مردى كه زن غير حاملهء خود را طلاق رجعى داده ، چنانچه در اين فاصله بميرد ، وظيفهء زن از عدّهء طلاق به عدّهء وفات منتقل مىشود « 12 » ( - - ) عدّه ) .
هامش
( 4 ) 33 / 292 - 296 .
( 5 ) العروة الوثقى 1 / 640 .
( 6 ) مصباح الفقاهة 2 / 39 و 45 - 46 .
( 7 ) مهذّب الاحكام 3 / 388 - 389 .
( 8 ) جواهر الكلام 37 / 391 - 393 .
( 9 ) 26 / 164 .
( 10 ) 32 / 352 .
( 11 ) 26 / 84 - 93 .
( 12 ) 32 / 260 - 262 .