تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
اقرار او در وقتى باشد كه امان دادن در آن وقت جايز است ، پذيرفته و گرنه ، رد مىشود . « 5 » با تحقّق صحيح امان ، وفاى به آن بر امان دهنده و ديگر مسلمانان واجب است . « 6 » 2 . امان دهنده ( عاقد ) : هر مسلمانى كه عاقل ، بالغ و مختار باشد ، مىتواند تا ده نفر از كافران را امان دهد ، ليكن در اين كه آيا مىتواند به مردم يك روستا يا قلعه‌اى هر چند كوچك امان دهد يا نه ، اختلاف است . امان دادن عمومى حتى به مردم يك شهر و مانند آن ، تنها در صلاحيّت امام است . امام و نيز مأذون از طرف ايشان مىتواند به هر تعداد از كفّار حربى كه بخواهد ، امان دهد . « 7 » 3 . امان گيرنده ( معقود له ) : هر كافرى كه جهاد با او واجب است ( كافر حربى ) ، عقد امان با او صحيح مىباشد . « 8 » اگر كافر حربى به گمان اين كه به او امان داده شده است ، وارد قلمرو اسلامى گردد ، به سرزمين خود بازگردانده مىشود . « 9 »

امانت

امانت : ضد خيانت / مال به امانت گذاشته شده نزد امين . واژهء امانت گاه به معناى صفتى از صفات نفسانى انسان و در مقابل صفت خيانت است - به فرد متّصف به اين صفت ، امين گفته مىشود - و گاه به مالى اطلاق مىگردد كه نزد فردى به امانت گذاشته شده است . موضوع بحث در اين جا ، امانت به مفهوم دوم است كه از آن به مناسبت در باب وديعه و ديگر باب‌ها همچون رهن ، شركت ، مضاربه ، مزارعه ، مساقات ، عاريه ، اجاره ، وكالت و لقطه سخن رفته است . اقسام : امانت بر دو قسم است : 1 . امانت مالكى : اين قسم به مالى گفته مىشود كه مالك ، آن را در اختيار ديگرى گذاشته است و سبب آن يا عقدى است كه امانت ، موضوع اصلى آن است مانند وديعه ( - - ) وديعه ) و يا عقدى
هامش
( 5 ) 100 - 101 . ( 6 ) 97 - 98 . ( 7 ) 94 - 97 . ( 8 ) جامع المقاصد 3 / 429 . ( 9 ) جواهر الكلام 21 / 96 .