عبادى مانند نماز و حج براى ايشان و برخاستن از جاى خود هنگام بردن يا شنيدن نامهاى آن حضرت به ويژه لقب مبارك « قائم » و نهادن دست راست بر سر در اين هنگام و خواندن دعاى وارد ، از مستحبات است . « 4 »
نيمى از خمس ( - - ) خمس ) ، از آن امام زمان است كه در تحليل آن براى شيعيان در عصر غيبت يا وجوب پرداخت آن به فقيه جامع الشرايط يا جز آن ، اختلاف است .
( - - ) أئمّه )
امام معصوم
- - ) أئمّه
اماميّه
- - ) شيعه
امان
امان [ - ذمام ] : قرارداد ويژه ميان مسلمان و كافر حربى .
امان دادن ، تأمين جانى ، مالى يا ناموسى - بر حسب قرارداد - از سوى مسلمان به كافر حربى ( - - ) اهل حرب ) است . « 1 » به درخواست كنندهء امان ، « مستأمن » گويند . از آن در باب جهاد بحث شده است ، ليكن بعضى احكام آن در بابهاى حدود و قصاص نيز آمده است .
امان ، مشروع و جايز است و اركان آن عبارت است از :
1 . قرارداد ( عقد ) : عقد امان از ايجاب ( - - ) ايجاب ) از سوى مسلمان - و قبول ( - - ) قبول ) از سوى كافر - تشكيل مىشود . در ايجاب و قبول ، هر لفظ يا فعلى كه بيانگر امان باشد ، كفايت مىكند . « 2 » به تصريح برخى ، صحّت عقد امان به وجود مصلحت و به تصريح برخى ديگر ، به نداشتن مفسده مشروط است ؛ بنابراين عقد امان با هر كس كه موجب ضرر به مسلمانان گردد ، مانند جاسوس صحيح نيست . « 3 »
وقت امان پيش از اسارت است ؛ هر چند در آستانهء پيروزى سپاه اسلام باشد .
البته امام عليه السّلام مىتواند بعد از اسارت نيز امان دهد . « 4 » اگر مسلمانى اقرار كند كه به كافرى امان داده است ، چنانچه
هامش
( 4 ) 811 - 813 .
1 مهذّب الاحكام 15 / 131 .
2 جواهر الكلام 21 / 94 و 99 .
3 و 4 100 .