حلالزاده « 5 » و در صورت مرد بودن همه يا بعضى از نمازگزاران مرد باشد . « 6 »
امامت مميّز در آستانهء بلوغ ( - - ) مراهق ) به قول مشهور « 7 » و نيز نشسته براى ايستاده « 8 » ، همچنين امّى ( كسى كه قرائت نماز را نمىداند ) و لال براى غير همسانشان « 9 » و به قول مشهور ، امامت كسى كه حرفى را به جاى حرفى ديگر تلفّظ مىكند - مانند تلفّظ سين به جاى شين - جايز نيست . « 10 » به قول مشهور ، امامت زن براى زن در صورت دارا بودن ساير شرايط امام جماعت ، جايز است . « 11 »
به قول مشهور ، امامت اين افراد كراهت دارد :
1 . حاضر براى مسافر و برعكس . « 12 »
2 . مبتلا به بيمارى خوره ( جذام ) و پيسى ( برص ) . « 13 »
3 . كسى كه حدّ شرعى بر او جارى شده است ، پس از توبه . « 14 »
4 . كسى كه به جهت عذرى ختنه نكرده است . « 15 »
5 . اعرابى ( بياباننشين ) براى غير اعرابى به قول مشهور ميان متأخّران . « 16 »
6 . كسى كه با تيمّم نماز مىگزارد براى كسى كه با وضو نماز مىخواند . « 17 »
7 . كسى كه مأمومان از امامت او ناخشنودند . « 18 »
برخى ، امامت اسير ، بافنده ، حجامتگر ، دباغ ، نگهدارندهء بول خود و نيز امامت ناقص براى كامل و كامل براى كاملتر را مكروه شمردهاند . « 19 »
اگر بعد از نماز ، بطلان نماز امام به جهت نداشتن شرط صحّت مانند طهارت و اخلال در اركان يا بطلان امامت او به جهت فسق يا كفر محرز گردد ، نماز مأموم به قول مشهور ، صحيح است . ليكن در صحّت نماز وى در فرض علم به بطلان امامت پيش نماز به جهت نداشتن ساير شرايط جز فسق و كفر ، اختلاف مىباشد . « 20 »
در صورت علم به بطلان در اثناى نماز ، در اين كه نماز مأموم باطل است و بايد اعاده شود يا لازم است نيّت فرادا كرده و نماز را ادامه دهد ، اختلاف است . « 21 »
اولويّت در امامت : پيشنماز راتب ( - - ) امام راتب ) ، امير گمارده شده از سوى امام عادل ، صاحب خانه در منزل خود « 22 »
هامش
( 5 ) 324 .
( 6 ) 336 - 337 .
( 7 ) 325 .
( 8 ) 327 - 328 .
( 9 ) 331 - 335 .
( 10 ) 342 .
( 11 ) 337 .
( 12 ) 374 .
( 13 ) 381 .
( 14 ) 383 .
( 15 ) 384 .
( 16 ) 387 .
( 17 ) 389 - 390 .
( 18 ) 386 .
( 19 ) 390 - 391 و العروة الوثقى 1 / 802 - 803 .
( 20 ) جواهر الكلام 14 / 2 - 9 و مستمسك العروة 7 / 306 - 312 .
( 21 ) جواهر الكلام 14 / 11 و مستمسك العروة 7 / 310 - 311 .
( 22 ) جواهر الكلام 13 / 348 .