بدون اين كه سخنى از تلف اموال بگويد ، به مطلق اعسار او شهادت دهد ، پذيرفته نمىشود ، مگر آن كه به دليل مصاحبت بسيار ، از باطن حال او آگاه باشد ( - - ) دين ) .
به بيشتر فقيهان نسبت داده شده كه در صورت قبول قول بيّنه به دليل مصاحبت بسيار ، طلبكاران مىتوانند بدهكار را بر تلف مالش سوگند دهند . در صورت عدم وجود بيّنه و بودن مالى معلوم براى بدهكار در گذشته و يا اين كه اصل مدعا مال بوده - مانند قرض - و طلبكار آن را ثابت كرده باشد ، قاضى بدهكار را زندانى مىكند تا اعسار او ثابت شود . « 2 »
اگر مدّعى اعسار ، مال معلومى نداشته باشد و مدعا در اصل ، مال نباشد مانند جنايت ، ادّعاى او پذيرفته مىشود و به اقامهء بيّنه وادار نمىشود و طلبكاران مىتوانند او را سوگند دهند . « 3 »
اثر اعسار : زندانى كردن معسر در صورت آشكار شدن اعسار وى ، جايز نيست و بايد به او مهلت داده شود . « 4 » نيز پرداخت بدهى بر معسر واجب نيست و بر طلبكار حرام است كه او را در تنگنا قرار دهد ، بلكه به قول مشهور ، بايد به وى تا زمان توانگرى مهلت دهد و به كار گرفتن او نيز جايز نيست . « 5 »
اعشى
اعشى : شب كور .
از آن به مناسبت در بابهاى قصاص و ديات سخن گفته شده است .
اگر جنايتكار بر چشم اعشى آسيب رساند ، قصاص مىشود ؛ هر چند چشم وى سالم باشد . « 1 »
ديهء چشم اعشى همانند ديهء چشم سالم است ، بنابراين در هر دو چشم ديه ، كامل و در هر يك ، ديه ، نصف خواهد بود . « 2 »
اعضاى سجده
- - ) سجده
هامش
( 2 ) 353 - 356 .
( 3 ) 360 .
( 4 ) 352 .
( 5 ) 40 / 164 - 165 و تحرير الوسيلة 1 / 651 .
1 تحرير الوسيلة 2 / 546 ؛ جواهر الكلام 42 / 371 .
2 جواهر الكلام 43 / 181 و مبانى تكملة المنهاج 2 / 272 .