1 . اعراض از وطن : ترك وطن به قصد اعراض هميشگى از آن ، موجب زوال حكم وطن است ، جز در وطن شرعى - بنا بر قول مشهور به ثبوت اين نوع وطن - كه اعراض از آن تا هنگامى كه در آن ملك قابل سكونت دارد و مدّت شش ماه يا بيشتر در آن سكونت كرده است ، موجب زوال حكم وطن نيست « 1 » ( - - ) وطن ) . هرگاه شخصى از مكّه كه وطن او است اعراض كند و در مكانى دور از آن اقامت گزيند و پس از آن مستطيع شود ، بايد حج آفاقى ( حج تمتّع ) به جا آورد ؛ چنان كه اگر آفاقى ( - - ) آفاقى ) از وطن خود اعراض نمايد و در مكّه اقامت كند و پس از آن مستطيع گردد ، بايد حج اهل مكّه ( حج افراد ) ( - - ) حج افراد ) يا قران ( - - ) حج قران ) انجام دهد . « 2 »
2 . اعراض از ملك : در اين كه صرف اعراض از ملك ، يا اعراض همراه با اباحهء ملك براى ديگران موجب زوال ملكيّت است ، و يا اعراض همراه با اباحه نيز موجب زوال نيست ، اختلاف است .
قول نخست ، به مشهور نسبت داده شده است . « 3 »
3 . اعراض از حق : اعراض از حقوقى مانند حق خيار ، شفعه و اختصاص ( حق اولويّت ) كه قابل اسقاط مىباشند ، موجب سقوط حق است . براى مثال ، اگر كسى زودتر از ديگران در مكانى عمومى مانند مسجد حضور يابد ، ديگرى نمىتواند او را از آن مكان بلند كند ، مگر شخص به قصد اعراض آنجا را رها كند كه در اين صورت ، حق او ساقط مىشود « 4 » يا اگر شخصى چاهى را به قصد انتفاع از آن نه تملّك ، حفر كند ، در استفادهء از آن ، نسبت به ديگران حق اولويّت دارد ، مگر از آن اعراض نمايد كه در اين صورت ، اين حق ساقط مىگردد . « 5 »
( - - ) قاعدهء اعراض )
اعراض ؛ قاعده
- قاعدهء اعراض
هامش
( 1 ) العروة الوثقى 2 / 141 .
( 2 ) 536 - 537 .
( 3 ) جواهر الكلام 29 / 52 - 53 ؛ مستند الشيعة 15 / 372 - 373 ؛ مستمسك العروة 12 / 197 - 201 و مهذّب الاحكام 19 / 207 - 211 .
( 4 ) جواهر الكلام 38 / 78 - 81 و 89 - 94 .
( 5 ) 124 .