كه در آن علم و نيز در اصول فقه مورد بحث قرار گرفته و عبارت است از نقل حديث توسط بيشتر از سه راوى و يا بنابر قولى بيشتر از دو راوى در هر طبقه ( عصر ) . برخى شرط كردهاند تعداد راويان ، كمتر از آن رقمى باشد كه موجب حصول تواتر مىشود ( - - ) تواتر ) .
به حديثى كه اين گونه نقل شده است « خبر مستفيض » مىگويند .
حجيّت استفاضه : خبر مستفيض از اقسام خبر واحد است ، و خبر واحد بنابر قول مشهور حجّت است « 1 » ( - - ) خبر واحد ) .
استفاضه به معناى دوم كه از آن به شياع و تسامع نيز تعبير مىشود از اصطلاحات علم فقه است و در بابهاى صوم ، قضاء و شهادات از آن سخن رفته است .
فقها در معناى استفاضه اختلاف نظر دارند . برخى بسيار شنيدن يك خبر از افراد متعدّد را به حدّى كه علم به آن خبر حاصل شود استفاضه مىدانند . « 2 » برخى ديگر ، آن را به زياد شنيدن خبرى از يك گروه در حدّ حصول ظنّ غالب نزديك به علم ( - - ) اطمينان ) تعريف كردهاند . « 3 » و سرانجام از كلمات بعضى براى استفاضه معناى عامى كه در برگيرندهء علم ، اطمينان و مطلق ظنّ است استفاده مىشود . « 4 »
حجيّت : استفاضه اگر مفيد علم باشد در همهء موارد حجّت است ؛ چون حجيّت علم ذاتى است . گرچه برخى برآنند كه در صورت افادهء علم از قلمرو استفاضه خارج است ، « 5 » و اگر مفيد ظنّ باشد در حجيّت آن به نحو مطلق و عدم حجيّت آن به نحو مطلق و تفصيل بين ظنّ نزديك به علم و ظنّى كه به اين مرحله نرسيده كه در صورت نخست حجيّت و در صورت دوم حجّت نيست اختلاف است . « 6 »
مناط حجيّت : مناط حجيّت استفاضه نزد كسانى كه حصول علم را شرط آن مىدانند ، افادهء علم است ولى نزد ديگران ، مختلف است . برخى ، مناط را دشوار بودن حصول علم يا چيزى كه در شرع ، قائم مقام علم است مانند بيّنه ( - - ) بيّنه ) ، دانستهاند . بنابراين هر موردى كه حصول علم يا قائم مقام آن دشوار
هامش
( 1 ) الرعاية فى علم الدراية / 69 و مقباس الهداية 1 / 131 .
( 2 ) مسالك الافهام 14 / 229 و القواعد و الفوائد 1 / 221 .
( 3 ) القواعد و الفوائد 1 / 221 ؛ مسالك الافهام 14 / 229 - 230 و الروضة البهية 3 / 135 .
( 4 ) المبسوط 8 / 86 ؛ قواعد الاحكام 2 / 240 و جواهر الكلام 41 / 134 .
( 5 ) كتاب القضاء ( آشتيانى ) / 42 و كتاب القضاء ( رشتى ) / 94 .
( 6 ) القضاء و الشهادات ( شيخ انصارى ) / 73 .