1
استحاله
استحاله : تبديل صورت نوعى چيزى به چيز ديگر .
حقيقت استحاله دگرگون شدن ماهيت چيزى و تبديل آن به ماهيتى ديگر است مانند آن كه چوبى بر اثر سوختن ، خاكستر شود .
تفاوت استحاله با انقلاب و استهلاك در اين است كه انقلاب هر چند از مراتب استحاله شمرده شده است ، ليكن مورد آن ، خصوص تبديل شراب به سركه است . « 1 » از اين رو ، برخى در بحث مطهّرات ( - - ) مطهّرات ) عنوان مستقلى براى آن ذكر نكرده ، بلكه از آن تحت عنوان استحاله بحث كردهاند « 2 » ( - - ) انقلاب ) .
حقيقت استهلاك نيز پراكنده و مستهلك شدن اجزاى چيزى در اجزاى غالب ديگر است ( - - ) استهلاك ) از اين جهت با استحاله تفاوت دارد . از استحاله در باب طهارت سخن رفته است .
استحاله از مطهّرات ، شمرده شده است ؛ « 3 » هر چند برخى اطلاق عنوان مطهّر بر استحاله را نوعى مسامحه دانستهاند ؛ زيرا حقيقت تطهير ، پاك كردن چيز نجس با حفظ ماهيت آن است ؛ در حالى كه بر اثر استحاله ، ماهيت عين نجس يا متنجّس از نظر عرفى دگرگون گشته و با تبديل موضوع ، حكم نيز عوض مىشود . « 4 »
براى استحاله مصاديق مختلفى در فقه ذكر شده است ، از جمله :
1 . استحاله به آتش : اگر چيز نجسى مانند چوب به وسيلهء آتش به دود يا خاكستر تبديل شود ، پاك مىگردد . « 5 » در اين كه تبديل چوب نجس به ذغال به وسيلهء آتش ، موجب تحقّق استحاله و در نتيجه ، طهارت آن مىشود يا نه ، اختلاف است . « 6 »
تبديل آب نجس به بخار به وسيلهء آتش نيز موجب طهارت آن مىگردد ، « 7 » ليكن چنانچه بخار متراكم باشد و به
هامش
( 1 ) مهذّب الاحكام 2 / 90 .
( 2 ) مستند الشيعة 1 / 332 و التنقيح ( الطهارة ) 3 / 180 .
( 3 ) العروة الوثقى 1 / 132 و جواهر الكلام 6 / 278 .
( 4 ) التنقيح ( الطهارة ) 3 / 168 .
( 5 ) جواهر الكلام 6 / 266 .
( 6 ) العروة الوثقى 1 / 133 .
( 7 ) مستمسك العروة 2 / 90 .