ارشاد
ارشاد : راهنمايى و هدايت .
ارشاد در فقه با متعلّقى چون جاهل و غير آن در بابهايى مانند طهارت و تجارت به مناسبت آمده است . در اصول فقه نيز صفت امر يا نهى قرار مىگيرد و در مباحث الفاظ از آن سخن رفته است .
الف - فقه ارشاد جاهل : عناوين اعلام ، تبليغ و تعليم نيز به جاى ارشاد در كلمات فقها به كار رفته است . فرق ارشاد جاهل با امر به معروف و نهى از منكر اين است كه ارشاد در جايى است كه شخص ، نسبت به حكم يا موضوع و يا هر دو جاهل باشد ، بر خلاف امر به معروف و نهى از منكر كه فرد ، عالم به حكم و موضوع است ( - - ) امر به معروف و نهى از منكر ) .
حكم ارشاد : ارشاد جاهل به احكام شرعى مانند وجوب نماز و مانند آن واجب است . ولى در وجوب ارشاد جاهل به موضوع ، اختلاف است . مانند كسى كه نسبت به نجس بودن آب وضو آگاه نيست در حالى كه به عدم صحّت وضو با آب نجس علم دارد .
اكثر فقها ارشاد به موضوع را واجب ندانستهاند بلكه برخى از فقيهان در صورت اذيّت شدن جاهل بر اثر اعلام يا افتادن در عسر و حرج ، حرام دانستهاند .
البته امور مهمى مانند جان ، آبرو ، ناموس مؤمنان و نيز اموال قابل اعتناى آنان ، به تصريح برخى ، از حكم فوق مستثنا است ، و ارشاد جاهل در اين موارد واجب است . مانند كسى كه خون كسى را هدر مىداند و قصد كشتن او را دارد در حالى كه جان او در واقع محترم است و يا كسى كه مىخواهد با زنى ازدواج كند در حالى كه خواهر رضاعى او است و او مطّلع نيست . يا كسى كه مالى را مال كافر حربى مىداند كه اتلاف آن جايز است و قصد اتلاف آن را دارد در حالى كه مال محترم است . « 1 »
برخى از فقها ، خوردنىها و نوشيدنىها
هامش
( 1 ) كتاب المكاسب ( شيخ انصارى ) 1 / 77 و مصباح الفقاهة 1 / 120 - 121 و التنقيح ( الطهارة ) 2 / 333 .