از ديگر عموماتى كه تخصيصناپذيرند مواردى است كه تخصيص عام موجب تخصيص اكثر شود و افراد كمى تحت عام باقى ماند . « 6 »
اباحه
اباحه : مباح كردن .
اباحه ، مباح كردن چيزى از طرف كسى است كه صلاحيّت آن را داشته باشد و مراد از مباح شرعى - به عنوان يكى از احكام پنجگانه - عملى است كه فعل و ترك آن از نظر شارع يكسان باشد و مدح و ذمّى در هيچكدام نباشد .
مباح كننده : مباح كردن ، حق شارع مقدّس ( - - ) شارع ) ، عقل ، مالك و كسى است كه در حكم مالك است - مانند ولىّ ، وصىّ و وكيل - كه به ترتيب ، اباحهء شرعيّه ، عقليه و مالكيه ناميده مىشود .
اسباب اباحه : اسباب اباحه چند چيز است :
1 . اذن شارع مانند اذن به حيازت ( - - ) حيازت ) مباحات عمومى ( - - ) مباحات اصلى ) .
2 . اضطرار ( - - ) اضطرار ) .
3 . اسباب تمليك مانند هبه ، اجاره و عاريه .
4 . اذن مالك .
نشان اباحه : آنچه بر اباحه دلالت مىكند يا قول است ، همچون واژهء اباحه و مشتقات آن و واژگان و جملههايى كه معناى اباحه مىدهد مانند نفى حرمت و يا استثناى حرمت نسبت به چيزى يا فعل معصوم عليه السّلام ، بر اين اساس كه او حتى براى بيان جواز عمل ، مرتكب مكروه نمىشود و يا تقرير معصوم عليه السّلام همراه با قرينه بر اباحه ؛ زيرا تقرير بدون قرينه ، تنها بر عدم حرمت دلالت مىكند كه اعم از اباحه به معناى خاص است .
انواع اباحه : اباحه به اعتبار عوض ، يا مجّانى است مانند انواع اباحهء شرعى ، و يا معوّضه مانند اباحهء چيزى به شرط
هامش
( 6 ) اصول الفقه 2 / 206 .