به صورت جمله خبرى آمده و وظيفهء مادر را در شير دادن به فرزند خود بيان مىكند . شير دادن در اصل ، بر مادر مستحب است ، امّا در مواردى واجب مىشود مانند اين كه نوزاد از غير سينه مادر شير نخورد يا دايهاى جهت شير دادن به او يافت نشود . « 1 »
مدّت شيرخوارگى بر اساس آيهء ياد شده ، دو سال تمام ( حولين كاملين ) است .
از اين رو ، شير دادن زنى به غير فرزند خود بعد از دوسالگى موجب ترتّب احكام رضاع ( - - ) رضاع ) همچون محرميّت نمىشود . « 2 » برخى نيز از آيه استفاده كردهاند كه شير دادن در اين مدّت حق مادر است و پدر نمىتواند مانع آن شود . « 3 »
از عبارت
« لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ »
نيز استفاده شده است كه شير دادن كمتر از دو سال جايز است . « 4 » مقتضاى آيه اين است كه دو سال شيرخوارگى حق هر نوزادى است ؛ خواه ششماهه متولد شده باشد يا بيش از آن ، امّا برخى با استناد به آيهء
« وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً »
« 5 » گفتهاند دو سال ، حق نوزادى است كه ششماهه به دنيا آمده باشد . « 6 »
آيهء ركوب
- - ) آيهء تسخير
آيهء ركون
آيهء ركون : آيهء 113 سورهء هود .
به آيهء
« وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ . . . »
بر حرمت گرايش و ميل به حاكمان ستمگر ، هر چند به مقدار اندك ، استدلال شده است كه پذيرش پست و منصب از سوى حاكم جائر و دوستى با او و خشنودى و رضايت از اعمال وى و حتى دوست داشتن بقاى او ، هر چند براى زمانى كوتاه ، از مصاديق آن به شمار مىرود . مراد از ركون ، ميل اندك است . « 1 »
به جملهء
« فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ »
بر گناه كبيره بودن ركون به ستمگران استناد شده است « 2 » ( - - ) گناه كبيره ) .
هامش
( 1 ) زبدة البيان / 702 .
( 2 ) كنز العرفان 2 / 232 .
( 3 ) مسالك الافهام ( كاظمى ) 3 / 306 - 307 .
( 4 ) 308 .
( 5 ) احقاف / 15 .
( 6 ) مسالك الافهام ( كاظمى ) 3 / 308 - 309 .
1 زبدة البيان / 504 - 507 .
2 جواهر الكلام 13 / 312 .