تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
كه هيچ يك از كتب عرفانى برهانى مذكور حائز آن نيست و آن نحوه اقامه برهان بر مسائل عاليه عرفانى و تطبيق بين عقل و ذوق ، و فكر و شهود است ، و بر اين اساس قويم كه ( [ البرهان الحقيقى لا يخالف الشهود الكشفى ] ( سخت استوار است . و چنان از عهده اين امر خطير بر آمده است كه در چندين جاى اسفار مى فرمايد در زبر ديگران ديده نشده است و حق با او است . وقتى در محضر مبارك استاد علامه طب‌اطبائى صاحب الميزان سخن از اقامه برهان بر اصول معارف قرآنى و عقائد انسانى عنوان مى شد ، مى فرمود اينها را ملاصدرا به ما ياد داده است . و وقتى به تنهائى در محضر مباركش مشرف بودم كه سخن از خدمت علمى اين اكابر آلهى به ميان آمد فرمود : آقا آن همه ناملايمات روزگار را چشيده اند ، و آن همه سنگ حوادث را خورده اند ، و طعن ها و دشنامها از اين و آن شنيده اند ، و محروميتها و آوارگيها را تحمل كرده اند ، ولى دست از گوهر گرانبهاى عقيدت ايقانى ، و حقيقت ايمانى خود برنداشته اند ، و با همه آن رنج و سختيها معارفى را كه با خون جگر تحصيل كرده اند نوشتند و گذاشتند و گفتند ، حق و حقيقت اين است كه نوشته ايم . مخفى نماند كه تمام كتب صدرالدين قونوى و ديگر شاگردان شيخ اكبر محيى الدين عربى ، و همچنين مكتب و رسائل شاگردان آنان تا اسفار و ديگر كتب و رسائل صدرالمتالهين و كتب و رسائل شاگردانش الى زماننا هذا ، آنچه از معارف ذوقى و حقائق شهودى و تفسير انفسى آيات و رواياتى را كه حائزند از شيخ اكبر و فصوص و فتوحات و ديگر كتب و رسائل او دارند . تبصره : چنان كه در صدر اين رساله گفته ايم دوره اسفار
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 67 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى