برمىآيد كه زوايايش مساوى 180 درجه است 38 .
غزالى در تهافت از ابن سينا انتقاد مىكند . به نظر وى قضيهء « واجب الوجود وجود دارد » تاليفى است و مىتوان گفت كه واجب الوجود وجود ندارد ، بدين معنا كه وجود صرفا صفتى نيست كه به موضوع تعلق داشته باشد . غزالى از اين فيلسوف كه نسبت بين واجب الوجود و وجود را تحليلى مىداند ، مىپرسد : « چگونه وجوب وجود باوجود متحد است در حالى كه مىتوان وجوب وجود را انكار و خود وجود را اثبات كرد . » 39
اجمالا مىتوان گفت كه كانت به همان نظريه درباره احكام ما بعد الطبيعى رسيد كه غزالى رسيده بود . همانطور كه غزالى برهان وجودى فارابى و ابن سينا را انتقاد كرد ، كانت همان انتقاد را از آنسلم و دكارت 40 كرد . كانت و غزالى هردو معتقد بودند كه وجود نمىتواند محمول واقع شود و به عبارت ديگر « همهء قضاياى وجودى تاليفى است . »
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 402
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٤٠٢