تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

( مقايسه‌اى ميان كانت و غزالى ) « 1 »

تحليل احكام نزد كانت و غزالى بسيار شبيه مىنمايد ، گرچه در وضع اصلاح تفاوت‌هايى ميان آن دو به چشم مىخورد : غزالى اصلاح « معناى ذاتى » را به كار مىبرد و كانت به جاى آن اصطلاح « تحليلى » را . غزالى « معناى لازم » را استفاده مىكند و كانت « تاليفى » را ؛ و به جاى اصطلاح « احكام تحليلى » كانت ، غزالى « نسبت معانى لازم به معانى ذاتى » « 1 » را به كار مىبرد . در تاريخ تفكر اسلامى تعارض عظيمى در باب احكام تحليلى و تركيبى در منطق ، طبيعيات ، رياضيات و خصوصا در مابعد الطبيعه به چشم مىخورد . اختلاف اصلى ميان خود متكلّمان و بين متكّلمان و فلاسفه درباره نسبت خداوند با وجودش بود . ابن سينا و فارابى كه « برهان وجودى » بر اثبات وجود خداوند را براى اولين بار اقامه كردند ، و بعدها آن را نزد آنسلم و دكارت مىيابيم ، مدعى بودند كه « خداوند
هامش
( 1 )Analytical and Synthetical Judgments or Essen - tial and Contingent Meanings , a comparison of Kant and al - Ghazali , by Muhammed Yasin Uraibi Libya .