تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً .
« 5 » چه نيك گويد گلشن راز :
و گر نورى رسد از عالم جان * ز فيض جذبه يا از عكس برهان دلش با نور حق همراز گردد * وز آن راهى كه آمد بازگردد ز جذبه يا ز برهان يقينى * رهى يابد به ايمان يقينى كند يك رجعت از سجين فجار * رخ آرد سوى عليين ابرار
اكنون قبل از اين‌كه به اصل موضوع مقاله بپردازيم در مقدمه‌اى تحت عنوان : « الميزان تفسير قرآن است و تفسير قرآنى » به روش علامه در طرح مسائل فلسفى در الميزان اشاره مىكنيم .

الميزان تفسير قرآن و تفسير قرآنى

در تاريخ گذشته اسلام و نزول قرآن كلام الله مجيد بزرگان فراوانى از اصحاب حضرت رسول اكرم گرفته تا چهره‌هاى برجسته‌اى از علماء بزرگ زمان معاصر در تفهيم مفاهيم قرآن و تفسير آيات در ابعاد گوناگون آن كتاب كريم كوشش و تلاشها كرده‌اند . در بين مفسرين عاليقدر قرآن عده‌اى در بيان معانى آيات به مسائل و موضوعات فلسفى نظر افكنده هركدام با روش خاصى در اين زمينه به تفسير پرداخته و عقل را با نقل و نقل را با عقل توضيح داده‌اند . در اين ميان چهره‌هائى از قبيل محى الدين بن عربى و صدر المتألهين معروفترين افراد هستند و از درخشان‌ترين چهره‌هاى اين بزرگان مفسر و فيلسوف عاليقدر علامه طباطبائى هستند كه در تفسير الميزان مباحث عقلى و غيره را ضمن تفسير تحت عناوين مختلفى بيان
هامش
( 5 ) - بقره 269 .