در پايان سخن با عرض پوزش مطلبى را يادآور مىشويم و آن اينكه : سؤال مىشود كه خدمات حضرت استاد به انقلاب اسلامى چه بود در پاسخ اين سؤال بايد گفت : علامه طباطبائى در تفسير « الميزان » جلد 2 صفحاتى را در تفسير آيه
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا »
پيرامون شيوه حكومت اسلامى و عناصر سازندهء آن در ده بخش گسترده بحث نموده كه تا آن روز در هيچ كتابى به آن اتقان ديده نشده است . حتى به اين نيز اكتفاء نكرده يك رساله فارسى درباره حكومت اسلامى تنظيم كرده و اين رساله همراه چند مقاله در كتاب « مرجعيت و روحانيت » چاپ شده است .
خصايص استاد :
خصيصيههاى اخلاقى و روحى استاد كم نيست تا در اين بحث بيان گردد . ما در اينجا به دو خصيصه وى اشاره مىكنيم :
1 - حفظ مفاهيم اسلامى
يكى از خصيصههاى استاد در طول كاوشهاى علمى خود حفظ مفاهيم اسلامى است . او هرگز اجازه نمىداد كه مفاهيم اسلامى با انديشههاى غربى و شرقى آميخته شود و براى همين انگيزه بود كه كتاب « وحى يا شعور مرموز » را نگاشت و اين موقعى بود كه يكى از متفكران هندى با ايشان پيرامون وحى به بحث نشست و اصرار داشت كه پيامبران را مصلحان بزرگ اجتماعى و وحى آنها را طريق نبوغ توجيه كند و مىگفت علت اينكه آنان يافتههاى عقلى و فكرى خود را به جهان ماوراء طبيعت نسبت مىدادند براى اين بود كه در قلوب جامعهها جاى باز كنند و اصلاحات آنان پيش رود .