حدوث و قدم و غير اينها از معقولات ثانيه فلسفى كه در مرتبهء دوم از تعقلند و ظرف عروضشان ذهن ، و ظرف اتصّافشان خارج است .
و ايضا ممكن است كه ذهن به مفاهيمى كه تلقّى كرده توجّه نمايد و آنها را امور ثابتى به حسب نفس الامر فرض كند كه در اين ظرف از ثبوت ، آثار و خواصّى براى آنها باشد كه از مرز ذهن تجاوز نمىكند مانند مفاهيم كليّت و جزئيّت و ذاتيّت و عرضيّت و جنسيّت و نوعيّت و نظائر اينها از معقولات ثانيهء منطقى كه ظرف عروض و اتصاف به آنها هردو ذهن است ، و از بيان گذشته امور ذيل ظاهر مىشوند :
1 - مفاهيم اعتبارى كه از آن بحث مىكنيم و براى آنها خارجيّت - از حيث اتّصاف - است همانا مفاهيمى است كه به وجود و عدم منّحل مىگردند ، زيرا در خارج جز ماهيّت يا وجود و يا عدم آن هم با عنايت چيزى ديگر نيست و چون مفاهيم مزبوره از سنخ ماهيّات نيستند زيرا فرض بر اعتباريّت آنهاست ، بناچار بايد بوجود يا عدم برگردند .
2 - مفاهيم نفس الامريّهء غير خارجى همانا اعتبارى هستند زيرا اگر ماهيّات حقيقيه باشند بايد در خارج موجود شوند و آنچه وجود خارجى براى آن نيست ، ماهيّت ندارد .
3 - اعتباريّات مورد بحث از معقولات ثانيه فلسفى و منطقى مىباشند ، زيرا اگر در معقولات اولى مىبودند و در ماوراء ذهن ابتداءا معقول مىشدند ؛ همانا از سنخ ماهيّات حقيقيه بودهاند در صورتى كه اعتبارى بودن آنها مفروض است ، و مستلزم خلف است ، و اين قضيّه كليّه انعكاس كلّى دارد يعنى هر معقول ثانى ناگزير اعتبارى مىباشد زيرا اگر حقيقى مىبود ، در رتبه اول از تعقّل واقع مىشد كه چنين
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٠٥