اصالت است .
اين تعريف ، امامت نيابى را شامل نمىشود كه امام ، عموم ولايت را به او تفويض كرده است ؛ زيرا كه رياست نايب امام ، عامّ است ، امّا اصالتى در رياست او وجود ندارد .
واقعيت اين است كه تعريف مذكور ، رياست عامّ را از نايب امام سلب مىكند ؛ چرا كه نايب مذكور ، هيچ رياستى بر امام خود ندارد و به همين جهت ، رياست او ، عامّ تلقّى نمىشود .
با اين همه ، تعريف مذكور ، نبوّت را نيز دربرمىگيرد ؛ به همين دليل اين قيد نيز افزوده شده كه : امامت ، با حق نيابت از پيامبر صلى اللَّه عليه وآله يا به واسطهء يك انسان ، صورت مىپذيرد . « 1 » فيّاض لاهيجى در شرح التجريد ، هر دو تعريف ايجى و تفتازانى را آورده و پسنديده است . « 2 » اين نشان مىدهد كه اختلاف الفاظ و تنوّع تعاريف ، به هدف مشترك خدشهاى وارد نمىآورد .
بنابراين ، نكتهء شايان توجه در موضوع مورد بحث ، اين است كه علماى شيعه و سنّى در تعريف امامت ، اختلافى با هم ندارند .
هامش
( 1 ) . النافع يوم الحشر فى شرح الباب الحادى عشر : 44 .
( 2 ) . شوارق الالهام فى شرح تجريد الكلام : 1 / 5 .