تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت (ع) در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
شگفتا ! ابابكر كه در دوران حيات خود از مردم مىخواست عذرش را بپذيرند ، چگونه در هنگام مرگ ، خلافت را به عقد ديگرى درآورد ؟ ! هر دو از شتر خلافت سخت دوشيدند و از حاصل آن بهره‌مند گرديدند . سرانجام اوّلى حكومت را به راهى درآورد و به دست كسى ( عمر ) سپرد كه مجموعه‌اى از خشونت ، سخت‌گيرى ، اشتباه و پوزش‌طلبى بود . زمامدار مانند كسى بود كه بر شترى سركش سوار است ، اگر عنان محكم كشد ، پرده‌هاى بينى حيوان پاره مىشود و اگر آزادش گذارد ، در پرتگاه ، سقوط مىكند . سوگند به خدا ! مردم در حكومت دومى ، در ناراحتى و رنج مهمى گرفتار آمده بودند و دچار دورويىها و اعتراض‌ها شدند و من در اين مدت طولانى محنت‌زا و عذاب آور ، چاره‌اى جز شكيبايى نداشتم تا آن كه روزگار او نيز سپرى شد . حضرت على عليه السلام در فراز ديگر اين خطبه به چگونگى شكل‌گيرى شوراى عمر مىپردازد و مىفرمايد : سپس عمر خلافت را در گروهى قرار داد كه پنداشت من همسنگ آنان هستم . پناه بر خدا ! از اين شورا ! در كدام زمان درباره صلاحيت من شك و ترديد شد و مرا با شخص اوّلينشان هم‌سنگ انگاشتند ؟ تا امروز با اعضاى شورا برابر شوم كه هم اكنون مرا مانند آنان پندارند و در صف آنها قرارم دهند ؟ ناچار باز هم كوتاه آمدم و با آنان