و ديگر افراد امّت است كه باز علىّ بن ابىطالب عليهما السلام در آن يك جزء با ديگران شريك است . « 1 » حافظ نَوَوى مىگويد : بزرگان صحابه ( ابوبكر ، عمر ، عثمان ، عبدالرّحمان بن عوف ، سعد بن ابى وقّاص ، طلحه ، زبير و . . . ) فتاواى امير مؤمنان على عليه السلام را اخذ مىنمودند و در مسائل و مشكلات به ايشان رجوع مىكردند و اين امرى است مشهور كه همه مىدانند . « 2 » ابن حزم اندلسى ( كه بدون شكّ از نواصب است و در دشمنى با امير مؤمنان على عليه السلام گوى سبقت را از عدّهء زيادى ربوده است ) در كتاب الإحْكام فى اصول الأحكام موارد بسيارى از جهل و نادانى صحابه به احكام شرعى را بيان مىكند و به خصوص از ابوبكر ، عمر ، عثمان و عايشه نام مىبرد و جهل آنها را در خصوص مواردى روشن مىكند ، امّا نسبت به حضرت امير عليه السلام نوشته است :
در حلّ مجهولات به علىّ بن ابىطالب مراجعه مىكردند و ايشان حكم خداوند متعال را براى جُهّال بيان مىفرمودند . « 3 » البته بايد دانست كه عمر بن خطّاب و عثمان بن عفّان نيز نسبت به
هامش
( 1 ) . تهذيب الاسماء واللّغات : 1 / 346
( 2 ) . همان : 1 / 346
( 3 ) . الإحكام فى اصول الأحكام : 244 - 248 ، تهذيب الاسماء واللغات : 1 / 346