« فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيَما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » ؛ « 1 » پس نه ، به پروردگار تو سوگند كه آنان ايمان نخواهند آورد مگر اين كه در امور مورد منازعه ، تو را حاكم قرار بدهند و در مقابل قضاوت تو ، بدون اين كه كوچكترين تنگى در سينهء خود ( از ناحيهء قضاوت تو ) احساس كنند ، سر تسليم فرود آورند و به طور كامل تسليم باشند .
آرى ، همين مقامى را كه خداوند متعال با اين تأكيدات ( كه بر آشنايان با علم بلاغت مخفى نيست ) براى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله قرار داده است ، همان مقام را رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله به وجود امير مؤمنان على عليه السلام اخبار مىفرمايند .
به همين جهت بود كه ابن عبّاس مىگويد :
اگر در مسألهاى از علىّ بن ابىطالب عليهما السلام مطلبى به ما برسد در انتظار گفتهء فرد ديگرى نخواهيم بود . « 2 » ابن عبّاس در سخن ديگرى مىگويد :
اگر علم را ده جزء كنيم ، نُه جزء آن نزد علىّ بن ابىطالب عليهما السلام و يك جزئش بين صحابه و تابعين
هامش
( 1 ) . سورهء نساء : آيهء 65
( 2 ) . تهذيب الاسماء واللّغات : 1 / 346