بنابراين ، بسى كم لطفى است كه بر « صبر و تحمّل » نام « تنازل و چشمپوشى » نهند ، و حال آن كه بين اين دو از نظر حقيقتِ مفهوم فرسنگها فاصله است .
آرى ، آن چه در ميان بوده فقط صبر بوده و صبر ، و چيز ديگرى جز صبر و شكيبايى در مقابل حركات ناهنجار امّت جفاپيشه ، نبوده است .
حضرت موسى بن عمران عليه السلام براى مناجات با پروردگار به كوه طور رفت و هارون را خليفهء خود در بين مردم قرار داد ، كه كارهاى موسى را در بين مردم ، موقع رفتن آن حضرت به كوه طور ، انجام داده و اسباب هدايت آنان را فراهم سازد ، قرآن كريم در اين باره مىفرمايد :
« وَقالَ مُوسى لأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْنِيفِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدِينَ » ؛ « 1 » و موسى به برادرش هارون گفته بود : در ميان قومم جانشين من باش و كارهاى آنها را اصلاح كن و از روش فسادگران پيروى نكن .
وقتى حضرت موسى عليه السلام از ميقات بازگشت ، مشاهده كرد كه به كلّى ورق برگشته و همه امّت مرتدّ شدهاند ، به حضرت هارون
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف : آيهء 142