و بىعدالتى عادت كردهاند ، از عدل اميرالمؤمنين عليه السلام آزرده خاطر شوند . نظام طبقاتى كه عمر بنيان آن را نهاد و عرب را از غير عرب برتر و قريش را تافته جدا بافته قرار داد ، نظام سرمايهدارى كه عثمان آن را به راه انداخت و بيت المال مسلمانان را سخاوتمندانه در بين اقوام خود تقسيم كرد ، مردمى را تربيت كرد كه به بىعدالتى و چپاول ثروتها و قدرتها عادت كرده بودند ، به خاطر نژاد ، قبيله و عشيره به پستهاى حساس مىرسيدند ، سهمشان از بيت المال بسيار متفاوت از ديگران بود .
اكنون مظهر عدل الهى امير مؤمنان على عليه السلام و ذليل كننده كافران و منافقان آمده ، دست آنها را از بيت المال كوتاه كرده ، به همه با يك ديد نگاه مىكند ، بين عرب و عجم فرق نمىگذارد ، سهم قريشى بودن را انكار مىكند و پستها و ولايتها را بر اساس لياقت و شايستگى افراد تعيين مىكند ، نه بر اساس نژاد و عشيره .
نمونهاى از عدالت عمر و عثمان
طبيعى است در چنين شرايطى عدهاى از رفتار حضرت على عليه السلام برآشفته گردند و بگويند كه او همچون عمر رفتار نمىكند ، به هيچ وجه دور از انتظار نيست كه با آن حضرت به جنگ و ستيز برخيزند . اكنون به يك نمونه از عدالت عمر توجه كنيد !