تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افكار ابن تيميه در بوته نقد (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
پيمان شكسته و دست به شورش و قتل و غارت زدند و با آن حضرت جنگيدند - كه از آن‌ها به عنوان ناكثين « پيمان شكنان » ياد مىشود - سبب سستى خلافت آن حضرت و بىاعتبارى بيعت عمومى مردم نمىگردد ؟ !

نارضايتى از عدالت

گاهى ابن تيميّه آن چنان آتش خشم و كينه خود به اميرالمؤمنين عليه السلام را آشكار مىسازد كه شنيدن سخنانش انسان را مىآزارد چه رسد به خواندن و تأمّل و تدبّر در آن . او مىگويد : نيمى از مردم آن زمان او را عادل نمىدانند . خوارج او را تكفير مىكنند و غير خوارج نيز چه از خاندانش يا ديگران مىگويند : او با آن‌ها منصفانه رفتار نكرده است . پيروان عثمان مىگويند : او از كسانى است كه به عثمان ستم كرده است و در كل ، آن عدالتى كه از عمر ظاهر شد ( ! ! ) از على سر نزد ؛ با اين كه مردمانش بيشتر و گستره آن‌ها فراگيرتر بود ، حتى نزديك به عدالت عمر نيز از او ظاهر نشده است ( ! ! ) « 1 » بسيار طبيعى است مردمى كه در طول چند دوره به چپاول‌گرى
هامش
( 1 ) . منهاج السنّه : 6 / 18