آن روز كه به مروان بن حكم ، صد هزار از بيت المال داد و دخترش را به حباله نكاح او درآورد ، دستور داد به ابوسُفيان دويست هزار از بيت المال بدهند .
زيد بن ارقم خزانهدار عثمان ، كليدهاى بيت المال را نزد عثمان آورد و گريست .
عثمان گفت : از اين كه من به خويشاوندانم رسيدگى مىكنم ناراحتى و به خاطر اين كه صلهء رحم مىكنم گريه مىكنى ؟ !
گفت : نه ، گريه من به اين جهت است كه گمان مىكنم تو به خاطر آن چه در زمان رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در راه خدا خرج كردى امروز اين اموال را از بيت المال مسلمانان برمىدارى . به خدا سوگند ! اگر به مروان صد درهم بدهى زياد به او دادهاى .
به ناگاه عثمان گفت : ( تو شايستگى خزينهدارى را ندارى ) كليدها را بينداز ، ما شخص ديگرى را به اين كار مىگماريم . « 1 » جاى تعجب نيست مردمى كه با اين دست و دل بازىهاى عثمان خو گرفتهاند از عدل امير مؤمنان على عليه السلام برنجند و نسبت ظلم و ستم به آن جناب بدهند .
هامش
( 1 ) . همان : 1 / 199