كشورگشايىها كاملًا متفاوت بوده است . جاذبهء اسلام به حدّى بود كه آن گاه كه فتح و پيروزى خدا فرا مىرسيد ، مردم گروه گروه وارد اين دين الهى مىشدند .
چرا اين جاذبه به تدريج خاموش گشت و جاى آن را ترس و وحشت و تنفّر فرا گرفت ؟
روشن است كه انتشار اسلام ، از راه عطوفت الهى و هدايت و فطرت بود ، نه از راه زور و شمشير و غارت و چپاول .
از اين رو امير مؤمنان ، امام حسن و امام حسين عليهم السلام تمام تدبير خود را به اصلاح درون جامعه اسلامى منعطف كرده بودند تا الگوهاى نامناسب از بين رفته و الگوهاى مناسبى از اسلام ارائه دهند .
نگاهى كوتاه به ثروتهاى هنگفت و بادآورده برخى از صحابه صدر اسلام از اين فتوحات كافى است كه ما را در نيّتهاى آنها دچار ترديد و دو دلى كند . آيا نبايد احتمال دهيم كه ارائه الگوهاى ناصالحى همچون خالدها و معاويهها در سرزمينهاى تازه فتح شده به جهت خاموش كردن نور دين اسلام و به فراموشى سپردن الگوهاى واقعى يعنى خاندان پيامبر بوده است ؟
بنابراين ، ما كشورگشايىهاى خلفا را نه تنها مفيد و خيرخواهانه نمىدانيم ؛ بلكه آنها را به خاطر نتايج منفى ، در حقيقت سدّ راه و مانع پيشرفت اسلام در قلبها مىدانيم .
افكار ابن تيميه در بوته نقد (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٠١