4 . در صورتى كه « به باز شدن درِ خانهء ابوبكر نياز بوده است » آيا در همان زمان درِ خانهء على عليه السلام بسته شد يا نه ؟ !
اگر ابن كثير چنين ادّعايى مىكند دليلش چيست ؟ ! و چگونه مىتواند چنين ادّعايى كند در حالى كه خانه ابوبكر جز يك در بيش نداشته است ؟ !
اما او چنين ادّعايى نمىكند ؛ بلكه ظاهر عبارت او چنين است كه درِ خانه على عليه السلام باز مانده است ؛ هر چند كه درِ خانه ابوبكر نيز باز شد . بنابراين كجاى اين مطلب به خلافت اشاره دارد ؟ !
5 . همه اين مطالب در صورتى است كه ابوبكر خانهاى مجاور مسجد داشته باشد كه اين مطلب نيز ثابت نشده است .
6 . نكته ديگر آنكه خود ابن كثير روايتى را از امّ سَلَمه اين گونه نقل مىكند : پيامبر صلى اللَّه عليه وآله در دوران بيمارى از خانه خارج و به صحن مسجد وارد شد . آن گاه با صداى بسيار بلند ندا داد :
لا يحلّ المسجد لجنب ولا الحائض إلّامحمّد وأزواجه وعلي وفاطمة بنت محمّد . ألا هل بيّنت لكم « 1 » الأسماء
هامش
( 1 ) . اين حديث در منابع ديگرى از جمله تاريخ مدينة دمشق ، السنن الكبرى ، تاريخ اصفهان و . . . بااندكى تفاوت چنين آمده است : « إلّا لرسول اللَّه وعلي وفاطمة والحسن والحسين ألا قد بيّنت لكم أن لا تضلّوا » ؛ از اين رو ما در ترجمه اين متن ، به منابع فوق توجه كردهايم كه از جهت معنا صحيحتر است ؛ ر . ك : تاريخ مدينة دمشق : 14 / 166 ، السنن الكبرى : 7 / 65 ، تاريخ اصفهان : 1 / 291