1 . علم ؛
2 . شجاعت .
البتّه در جاى ديگر در كتاب المواقفو شرح المواقف چنين آمده است :
« در مقابل گفته مشهور ، عدّهاى گفتهاند : اين اوصاف لازم نيست در امام جمع باشد ؛ زيرا كه هم اكنون كسى نيست كه صاحب همهء اين ويژگىها باشد » .
گفتنى است كه اين كتاب در قرن هفتم يا هشتم هجرى نوشته شده است . در ميان كسانى كه در آن زمان حكومت مىكردند اين صفات جمع نبوده است . از اين رو اهل سنّت بايد اين شرطها را در امام لازم ندانند و به امامت نادان و ترسو حتّى گناهكار و آلوده عقيده داشته باشند .
همان گونه كه پيشتر اشاره شد ، آنان سومين شرط امامت را عدالت و دادگرى برشمردهاند . صاحب المواقف دربارهء اين شرط مىنويسد :
آرى ، لازم است امام عادل باشد تا به مردم ستم نكند ؛ چرا كه همانا شخص فاسق ، گاهى اموال مسلمانان را در اهداف شخصى خود خرج مىكند و با اين عمل ، حقّ ديگران از بين مىرود . پس اين ويژگىها در امام معتبر و مورد اتفاق است .
آن گاه چنين مىگويد :
امامت اميرالمؤمنين (ع) در سنجش خرد (فارسى) — صفحة 23
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٣