دارد ؛ زيرا در سند آن « عبيد بن حنين ، از بُسر بن سعيد » روايت نقل مىكند ؛ در حالى كه « عبيد » نمىتواند از « بُسر » روايت كند و اهل تسنّن در توجيه اين موضوع نيز سر در گم شدهاند .
ابن حجر عسقلانى در توجيه آن مىنويسد :
دارقُطْنى مىگويد : اين سند در جاى ديگرى نيامده است . در اين سند پيرامون « فليح » بين علما اختلاف است كه محمّد بن سنان آن را اين گونه روايت كرده و معافى بن سليمان حرّانى نيز از او تبعيت كرده است . البتّه اين روايت را سعيد بن منصور ، يونس بن محمّد مؤذن و ابوداوود طيالسى نيز از فليح ، از ابونضر ، از عبيد بن حنين و بُسر بن سعيد ، همگى از ابوسعيد نقل كردهاند .
ابن حجر در ادامه مىگويد : اين روايت را مسلم نيشابورى ، از سعيد و ابوبكر بن ابى شِيبه ، از يونس و ابن حبّان در كتاب صحيح خود ، از قول طيالسى نقل كردهاند .
ابوعامر عقدى نيز آن را از فليح ، از ابونضر ، از بُسر بن سعيد ، از ابوسعيد روايت كرده است . البتّه او عبيد بن حنين را در اين روايت نياورده است . بُخارى نيز اين روايت را در بخش « مناقب ابوبكر » نقل كرده است .
بنا بر آن چه گفته شد سه سند مختلف در نقل اين حديث وجود دارد .
احاديث واژگونه (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٩٢