تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احاديث واژگونه (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
أنا مدينة العلم وعليٌّ بابها ؛ من شهر علم هستم و على دروازه آن است . ابن جوزى پرده از اين احاديث ساختگى برمىدارد و مىگويد : پيوسته مىشنوم كه مردم عوام از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نقل مىكنند كه حضرتش فرمود : خداوند چيزى در سينه‌ام نريخت ، جز آن كه آن را در سينه ابوبكر ريختم [ ! ] در سخن ديگرى آمده است : هر گاه مشتاق بهشت مىشوم موى سفيد ابوبكر را مىبوسم [ ! ] در روايت ديگرى جعل شده : من و ابوبكر مثل دو اسب مسابقه بوديم ؛ اگر من از او سبقت مىگرفتم در پى من مىآمد ، و اگر او از من پيشى مىگرفت ، من در پى او مىرفتم [ ! ] ابن جوزى در ذيل اين احاديث جعلى گويد : ما اين مطالب را ( كه عوام آن‌ها را نقل مىكنند ) نه در احاديث صحيح و نه در احاديث جعلى و ساختگى نيافتيم ؛ از اين رو طول و تفصيل دادن در مسائلى از اين قبيل فايده‌اى ندارد . « 1 »
هامش
( 1 ) . الموضوعات : 1 / 237 .
احاديث واژگونه (فارسى) — صفحة 95 | السيد علي الحسيني الميلاني