أنا مدينة العلم وعليٌّ بابها ؛
من شهر علم هستم و على دروازه آن است .
ابن جوزى پرده از اين احاديث ساختگى برمىدارد و مىگويد :
پيوسته مىشنوم كه مردم عوام از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نقل مىكنند كه حضرتش فرمود :
خداوند چيزى در سينهام نريخت ، جز آن كه آن را در سينه ابوبكر ريختم [ ! ]
در سخن ديگرى آمده است : هر گاه مشتاق بهشت مىشوم موى سفيد ابوبكر را مىبوسم [ ! ]
در روايت ديگرى جعل شده :
من و ابوبكر مثل دو اسب مسابقه بوديم ؛ اگر من از او سبقت مىگرفتم در پى من مىآمد ، و اگر او از من پيشى مىگرفت ، من در پى او مىرفتم [ ! ]
ابن جوزى در ذيل اين احاديث جعلى گويد :
ما اين مطالب را ( كه عوام آنها را نقل مىكنند ) نه در احاديث صحيح و نه در احاديث جعلى و ساختگى نيافتيم ؛ از اين رو طول و تفصيل دادن در مسائلى از اين قبيل فايدهاى ندارد . « 1 »
هامش
( 1 ) . الموضوعات : 1 / 237 .