عمر و اجراى انديشه شورا
آن گاه كه عمر فكر شورا را به طور علنى مطرح كرد لازم بود آن را به اجرا درآورد . از سوى ديگر او از آغاز خلافت خود ، عثمان را براى جانشينى خويش در نظر داشت و مىخواست كه خلافت پس از او در دست عثمان باشد ، نه ديگرى ؛ از اين رو فقط براى غلبه بر ديگران و جلوگيرى از اجراى تصميمات مشروع آنها ، فكر شورا را مطرح كرد و آنان را در صورتى كه بخواهند با فرد مورد نظر خودشان بيعت كنند ؛ نه با كسى كه عمر مىخواهد به كشتن تهديد نمود .
به اين ترتيب ناچار بود در مقام عمل ، شورا را به اجرا درآورد ؛ امّا به گونهاى كه به خواستهء خودش بينجامد و دستيابى به اين هدف تنها با برپايى چنين شورايى ممكن بود . از اين رو شورايى مركب از شش نفر تشكيل داد و خود آنها را معين نمود ، نه يك نفر بيشتر و نه يك نفر كمتر و آنان را موظف كرد كه فقط يك نفر را از ميان خودشان به عنوان خليفه تعيين كنند .
اگر در اين تصميمگيرى اكثريت بر يك نفر نظر داشته باشند و اقليت با آنها مخالفت كنند گردن گروه اقليت زده شود ؛ اما اگر سه نفر بر يك فرد و سه نفر ديگر بر فردى ديگر همنظر شدند حرف آخر و تعيين كننده از آنِ چه كسى باشد ؟
معلوم است اين امتياز براى عبدالرحمان بن عوف خواهد بود و هر كس نيز با او مخالفت كرد كشته شود . مدّت مشورت و تصميمگيرى