اشكال وارد نخواهد بود . بديهى است كه اگر طبق اعتقاد آنان يك حديث قطعى و يقينى و مورد اتفاق طرفين بود ، نزاعى بين شيعه و سنّى نمىماند . با اين كه چنين حديثى بر اثبات خلافت سه خليفه پيشين وجود ندارد . بنا بر اين اصل اين اشكال ، به تعبير علمى « مصادرهء به مطلوب » « 1 » و بطلان چنين استدلالى روشن است .
دوم . بنا بر مضمون « حديث غدير » ، على عليه السلام از اين سه نفر نيز نسبت به خودشان اوْلى و شايستهتر است ؛ زيرا با توجه به آن چه بيان شد ، همان اولويّتى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بر امّت داشت ، بدون كم و كاست و بر طبق مفاد « حديث غدير » ، براى اميرالمؤمنين عليه السلام ثابت است .
سوم . طبق روايات صحيحى كه وارد شده است ابوبكر ، عمر و عثمان در روز عيد غدير و به هنگام بيعت با اميرالمؤمنين عليه السلام ، امامت و خلافت آن حضرت را تبريك و تهنيت گفتند . عمر بن خطّاب در آن روز به امير مؤمنان عليه السلام اين گونه خطاب كرد :
بخٍّ بخٍّ لك يا عليُّ ! أصبحت مولاي ومولى كلّ مؤمن ومؤمنة ؛
مبارك بر تو اى على ! مولاى من و هر مرد و زن مؤمن گرديدى .
اين تبريك و تهنيت عمر يكى از مشهورترين عبارات و ورد
هامش
( 1 ) . مصادره به مطلوب به معناى مدّعى را عين دليل قرار دادن است .