امامت باطنى - كه امامت در نزد متصوّفه نيز همين است - همان امامت در معنا و قضاياى معنوى و امور باطنى است و به پندار برخى از اهل تسنّن ، على عليه السلام امام مسلمانان و خليفهء بلا فصل رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در امور باطنى است و سه خليفهء نخست ، همان خلفاى ظاهرى بر مسلمانان هستند و حقّ حكومت و امر و نهى دارند كه امّت بايد مطيع آنان بوده و از اوامر و نواهى آنان اطاعت كنند .
اينان چنين مىگويند . گويى امر امامت و رياست عامّهء بر امّت امرى است كه به نظر آنان موكول شده است تا به اختيار خود ، آن را به دو قسم نمايند ؛ سپس هر بخشى را به هركه مىپسندند و هواى نفسشان به آن طرف مايل است عطا كنند ؛ به گونهاى كه بخشى را به حضرت على عليه السلام و فرزندانش عليهم السلام عطا نمايند و بخش ديگرى را به خلفاى سه گانه ، آن گاه به معاويه ؛ سپس به يزيد و پس از آن به متوكّل و . . . تا امروز ارزانى دارند . گويى امر امامت در اختيار آنها و روى هوا و هوس آنهاست كه به على عليه السلام بگويند : تو امام به اين معنا هستى و تو فلانى امام به معناى ديگر .
گويا اينان سخن خداوند متعال را نشنيدهاند و يا شنيدهاند ؛ ولى خود را به ناشنوايى مىزنند كه مىفرمايد :
« وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّه
نگاهى به حديث غدير (فارسى) — صفحة 74
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٧٤