عدم نقل چنين ميراث گرانبهايى ( كه بنا بر نقل مجمع الزّوائد هيثمى مشتمل بر جميع وقايع آينده و امور مهمّ مربوط به سرنوشت اين امّت بود ) گذشتگان را مورد مؤاخذه قرار بدهند ؟ چرا و به چه دليل از نقل اين اثر گران قيمت خوددارى ورزيدند ؟
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله در آن خطبه حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و مردم را به آن چه كه خدا مىخواست موعظه كرد .
پس مواعظ رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در روز غدير چه شد ؟
تذكّرات آن سرور در آن روز چه شد ؟
چرا خطبه را ترك كرده و نقل نكردند ؟
مگر اينان حافظان سنّت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نبودند ؟
مگر وظيفهء مسلّم آنان نقل فرمايشات دُرَربار آن سرور عالميان براى امّت نبود ؟
چه شد كه با خوددارى از نقل چنين ميراث پربهايى خسارتى جبران ناپذير بر پيكرهء ذخاير علمى اين امّت وارد نمودند ؟ آيا جوابى قانع كننده براى اين خطاى گذشت ناپذير مىتوانند ارائه دهند ؟
نكتهء دوم . در علم حديث ، قانونى وجود دارد كه مىگويند :
الحديثُ يُفَسِّرُ بَعْضُهُ بعضاً ؛
برخى از حديثها ، برخى ديگر را تفسير و بيان مىنمايند .
نگاهى به حديث غدير (فارسى) — صفحة 28
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٨